سررسید 97

سالنامه اکسیر

تولید سررسید های اختصاصی
محصولات

چهاردهم فروردین:

درگذشت استاد "عباس سحاب" جغرافي‏دانِ شهير و پدر علم نقشه‏ كشي ايران (1379 ش)

استاد عباس سحاب فرزند ابوالقاسم در سوم دي ماه سال 1300 ش در يكي از روستاهاي اطراف تفرش در استان مركزي به دنيا آمد. وي فراگيري علم را از چهار سالگي آغاز كرد و در ده سالگي به همراه پدر راهي تهران گرديد. در تهران بود كه براي نخستين بار، استعداد و علاقه او به جغرافيا نمايان شد و در او رشد كرد به طوري كه در پانزده سالگي اولين نقشه تهران را تهيه نمود. اين نقشه و نقشه‏هاي بعد از تهران و شهرهاي ديگر، شالوده و اساس يك مؤسسه جغرافيايي را در سال 1324 ش به وجود آورد و عباس را به شهرت رساند. وي در اين مؤسسه، بعدها يكي از غني‏ترين كتابخانه‏هاي جغرافيايي ايران و خاورميانه را با 18 هزار كتاب، 15 هزار جلد مجلات جغرافيايي و صدها كره و اطلس بزرگ و كوچك به زبان‏هاي مختلف پديد آورد. استاد سحاب نخستين نمايشگاه نقشه خود را در سال 1339 ش در دانشسراي تهران بر پا كرد و از آن تاريخ به بعد، در نمايشگاه‏هاي داخلي و خارجي بسياري حضور داشت. همچنين مؤسسه وي در طول سال‏ها فعاليت، به چاپ كتب جغرافيايي و سفرنامه‏ها و نيز ترجمه و تكثير نُسخ منحصر به فرد آثار ادبي و جغرافيايي مي‏پرداخت. سرانجام استاد عباس سحاب به عنوان پدر علم كارتوگرافي يا نقشه كشي ايران، بنيانگذار چاپ نقشه در بخش خصوصي كشور، نخستين توليدكننده كره جغرافيايي به زبان فارسي، مؤلف ده‏ها اطلس جغرافيايي، آخرين بازمانده نسل نقشه‏كشانِ صاحب سبك جهان و باني مؤسسه جغرافيايي و نقشه‏كشي سحاب، در چهاردهم فروردين 1379 ش در 79 سالگي درگذشت.

 

نهم فروردین:

به توپ بستن تبريز توسط نظاميان دولت قاجار در جريان محاصره اين شهر (1288 ش)

پس از آن كه محمدعلي شاه قاجار در جريان مخالفت با نهضت مشروطه، مجلس شوراي ملي را به توپ بست و تعدادي از آزادي‏خواهان را قتل عام و سركوب نمود، مردم تبريز در اعتراض به اين حوادث، عليه حكومت مركزي قيام كردند. پيشرفت‏هاي مشروطه‏خواهان و عقب‏نشيني پياپي دولتيان، عين الدوله والي آذربايجان را به محاصره شهر تبريز وادار كرد. اين محاصره در حدود يازده ماه به طول انجاميد و چون راه رسيدن غله و آذوقه، توسط قواي دولتي مسدود شد، قحطي شديدي در شهر شايع گرديد. از اين روي مدافعين شهر در صدد يافتن راهي براي شكستن محاصره و دست يافتن به مواد غذايي بودند. اما قواي دولتي هوادار محمد علي شاه، شهر تبريز را به توپ بستند و تلفات و خسارات بسياري وارد آوردند. اين محاصره سرانجام در نهم ارديبهشت 1288 ش پايان يافت و شهر به دست روس‏ها افتاد.

 

پانزدهم فروردین:

درگذشت استاد "احمد آرام" مترجم و اديب برجسته معاصر (1377 ش)

استاد احمد آرام، مترجم نامدار عصر حاضر، در اول فروردين 1283 ش در خانواده‏اي متدين در تهران زاده شد. پس از گذراندن دوران ابتدايي و متوسطه به مدرسه طب رفت ولي آن را ناتمام گذاشت. در اين زمان با تأليف كتاب‏هاي درسي فيزيك و شيمي با همكاري دو تن ديگر، شهرت زيادي به دست آورد. وي در كنار تدريس و تأليف به تحصيل منطق، فقه و معاني بيان همت گماشت و با همتي عالي، زبان‏هاي عربي، انگليسي و فرانسوي را به خوبي فرا گرفت. استاد احمد آرام از اعضاي قديمي فرهنگستان زبان و ادب فارسي بوده و به دين، اخلاق، قرائت و تدبر در قرآن و دوري از گناه و حرام اهتمام مي‏ورزيد. ايشان در امر ترجمه آثار از زبان‏هاي ديگر به فارسي چيره دست بوده و علاوه بر هفتاد اثر ترجمه‏اي داراي پنجاه اثر تأليفي نيز مي‏باشد. ترجمه كتب الحياة در 3 جلد، علم و تمدن در اسلام، سه حكيم مسلمان، روح ملت‏ها و نيز تأليف نقشه آسمان، هديه سال نو و 120 مسأله حساب از جمله آثار استاد آرام مي‏باشند. سرانجام اين محقق گرانمايه در نيمه فروردين 1377ش در 94 سالگي دار فاني را وداع گفت و در قطعه فرهيختگان بهشت زهرا آرميد.

درگذشت مترجم و رياضي‏دان نامي معاصر، استاد "احمد بيرشك" (1381 ش)

استاد احمد بيرشك، در چهارم بهمن 1285 ش در تهران زاده شد. پس از آن كه مدتي نزد پدر فاضل خود تحصيل كرد، به مدت چهار سال در مشهد مشغول به تحصيل شد و از سال 1300 ش در تهران ادامه تحصيل داد. استاد بيرشك در اين زمان، زبان فرانسه را به خوبي فراگرفت و به ترجمه كتاب‏هاي فرانسوي همت گماشت. وي پس از اخذ ليسانس رياضيات، به مدت 19 سال در رشته معماري به تدريس روي آورد و سمت‏هاي متعددي از قبيل معاونت وزارت آموزش و پرورش و باني و معلم گروه فرهنگي هدف را بر عهده داشت. استاد بيرشك به شايستگي، لقب پدر رياضيات ايران را داشت و علاوه بر تقديري كه وزارت علوم از وي به عمل آورد، در واپسين ماه‏هاي عمرش، جزو مفاخر فرهنگي و چهره‏هاي ماندگار، از سوي سازمان صدا و سيما معرفي شد. يكي از كارهاي ارزنده و ماندني استاد بيرشك، تدوين زندگي نامه علمي دانشوران و نيز گاهنامه تطبيقي سه هزار ساله است كه تواريخ شمسي، قمري و ميلادي را با هم تطبيق نموده است. ايشان همچنين در زمينه داستان، تاريخ و زندگي‏نامه، رياضيات و هندسه و موضوعات ديگر داراي بيش از 60 اثر است كه هندسه مسطّحه، فلسفه، رياضي، علم قديم و تمدن جديد و مجموعه خِرَد از آن جمله‏اند. استاد بيرشك سرانجام پس از عمري تحقيق و پژوهش در اواسط فروردين 1381ش در 96 سالگي درگذشت و جامعه علمي كشور را به سوگ نشاند.

 

شانزده فروردین:

مرگ "محمدعلي شاه" پادشاه مستبد قاجار (1303 ش)

محمدعلي شاه قاجار در سال 1249 ش در تبريز به دنيا آمد و پس از فراگيري مقداري از تحصيلات، در 17 سالگي اولين شغل دولتي را به او سپردند. او پس از روي كارآمدن مظفرالدين شاه، به وليعهدي انتخاب شد و در اين زمان علاوه بر ولايت آذربايجان، به هنگام سفر پدرش به فرنگ، متكفل امور مملكت بود. وي هر چند پس از آن كه پدرش فرمان مشروطه و قانون مشروطيت را امضا كرد، خود نيز آن را تأييد نمود ولي پس از به دست گرفتن قدرت از در مخالفت با مشروطه‏طلبان درآمد و مشكلات فراواني را براي مملكت به وجود آورد. عاقبت در تيرماه 1287 ش، مجلس شوراي ملي را به توپ بست و از اين زمان دوران استبداد صغير آغاز شد. اين عمل شاهِ قاجار با واكنش تند مشروطه‏خواهان در سراسر كشور مواجه شد تا اين كه آنان تهران را به تصرف خود در آورده و او را از سلطنت خلع كردند. از اين رو وي به سفارت روس پناهنده شد و پس از چندي ايران را ترك كرد. محمدعلي ميرزا پس از خروج از ايران، مدتي در روسيه، عثماني و اروپا ساكن شد. تا اينكه پس از سال‏ها دوري از وطن و سرگرداني، در 16 فروردين سال 1303 ش، در 54 سالگي در اروپا درگذشت.

 

نوزدهم فروردین:

شهادت عالم مجاهد آيت ‏اللَّه "سيدمحمد باقر صدر" و خواهرش "بِنتُ الهُدي" (1359 ش)

آيت‏اللَّه سيدمحمدباقر صدر در سال 1313 ش (1353 قمري) در كاظمين در خانواده‏اي فقير اما نابغه‏پرور به دنيا آمد. پدرش فقيه بزرگوار سيدحيدر و مادرش دختر شيخ عبدالحسين آل ياسين و بانويي باتقوا بود. آيت‏اللَّه صدر در كودكي پدر را از دست داد و تحت كفالت برادرش، سيد اسماعيل، قرار گرفت. وي پس از فراگرفتن مقدمات و اصول نزد استادان آن زمان و برادرش، راهي نجف اشرف شد و قبل از 20 سالگي به مرحله اجتهاد نائل آمد. اين عالم جوان در سن 22 سالگي نخستين اثر علمي – تحقيقي خود را به نام "غايةُ الفكرِ في علمِ الاصولِ الفقه" را به جهان علم ارايه نمود و كتاب‏هاي فَلسفَتنا و اقتصادُنا كه پس از آن به رشته تحرير درآمدند سمبل قدرت نمايي ايدئولوژي اسلامي در برابر انديشه‏هاي وارداتي غرب بودند. آيت‏اللَّه صدر مسأله رهبري فكري را از مسأله رهبري سياسي جدا نمي‏دانست و همگام با فعاليت‏هاي فكري، به فعاليت‏هاي سياسي و رهبري سياسي جامعه نيز همت مي‏گماشت. از اين‏رو، وجودش خطري براي بعثيان به شمار مي‏آمد و همين امر باعث رنجش حاكمان بعثي عراق گرديد. آيت‏اللَّه صدر نقش ارزنده‏اي در حمايت از انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) داشت و اين امر براي رژيم خونخوار عراق ناخوشايند بود. سرانجام حزب بعث عراق پس از دستگيري ايشان و نيز خواهر ارجمندش، سيده بنت الهُدي صدر، آنان را به طرزي فجيع به شهادت رساندند. شهادت اين مرد بزرگ و خواهر مكرمه‏اش پس از شكنجه‏هاي فراوان در زندان‏هاي رژيم بعثي عراق در روز 19 فروردين 1359 شمسي مصادف با 24 جمادي‏الاولي سال 1400 قمري در 47 سالگي واقع شد. بدن خونين و شكنجه ديده اين شهيدان به طور مخفيانه تحويل يكي از افراد خانواده صدر گرديد و اجساد مطهرشان بدون حضور ديگران به خاك سپرده شد.

 

بیستم فروردین:

آغاز عمليات بزرگ والفجر يك در منطقه فكه توسط ارتش و سپاه (1362 ش)

عمليات والفجر يك در بيستم فروردين 1362 با هدف انهدام نيروهاي دشمن و آزادسازي بخشي از نوار مرزي به وسعت 150 كيلومتر مربع صورت گرفت. در اين عمليات كه با رمز يا محمد(ص)، يا اميرالمؤمنين(ع)، يا فاطمةالزهرا(س) در منطقه عملياتي شمال غرب فكه آغاز شد، علاوه بر آزادسازي چندين روستا و منطقه مرزي، صدها دستگاه تانك، نفربر و سلاح‏هاي سنگين و نيمه سنگين منهدم گرديده و 6500 نفر كشته و زخمي و 250 نفر اسير شدند.

 

بیست و سوم فروردین:

روز دندانپزشكي

به منظور گسترش و پيشرفت خدمات درماني و بهداشتي دهان و دندان در مناطق محروم كشور و روستاها، مجلس شوراي اسلامي در 23 فروردين 1360، قانون تربيت بهداشت‏كاران دهان و دندان را تصويب كرد. در اين قانون، مجلس، وزارت بهداشت و درمان را موظف نمود كه داوطلباني را براي تربيت در اين دوره، جذب كند و پس از دادن آموزش‏هاي لازم، با مدرك فوق ديپلم، آنان را در مناطق محروم به خدمت گمارَد تا از اين طريق، ضمن ارائه خدمات اوليه، از شيوع بيماري‏هاي دهان و دندان جلوگيري نموده و اصل پيشگيري را مورد نظر قرار دهند. از آن پس و به پيشنهاد جامعه اسلامي دندان پزشكان، روز 23 فروردين به عنوان روز دندانپزشكي نامگذاري گرديد.

 

بیست و چهارم فروردین:

آغاز دومین دوره مشروطه یا تجدید حیات مشروطیت (1288 ش)

دومین دوره مشروطه با افتتاح دومین مجلس شورای ملی در تاریخ 24 فروردین 1288 ش برابر با دوم ذیقعده 1327 ق آغاز شد. این دوره با محدودتر کردن مداخله شاه و لغو سیستم صنفی انتخابات به دلیل ناهماهنگی در ترکیب اعضای مجلس شورای ملی و کارشکنی عناصر وابسته به دربار و مداخلات کشورهای خارجی و نابسامانی‏های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، با مشکلات فراوانی مواجه گردید. مجلس دوم از یک سو با مقاومت در برابر تحمیلات دولت روسیه و انگلیس، رسالتی را که قیام دلیرانه مردم مسلمان ایران برعهده‏اش گذارده بود عمل می‏نمود و از سوی دیگر با استخدام مستشاران خارجی و واگذاری پست‏های مهم به آنان، حیات و نفوذ دوباره روشنفکران غرب‏گرا را جانی دوباره داد. این امر زمینه دخالت بیشتر روس و انگلیس را فراهم آورد و حوادث دردناکی را باعث گردید. قیام شیخ محمد خیابانی در تبریز، آغاز نهضت جنگل در گیلان و قیام تنگستانی‏ها در بوشهر از جمله وقایع مهم و مردمی این دوره به شمار می‏روند. دوره دوم مشروطه با قدرت‏گیری رضاخان و آغاز دیکتاتوری او رو به افول نهاد و دوره سوم مشروطه از 22 بهمن 1302 آغاز شد.

 

بیست و نهم فروردین:

روز ارتش جمهوري اسلامي ايران و نيروي زميني

همزمان با به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي، ارتش رژيم شاهنشاهي كه پيكره اصلي آن را جوانان برومند خانواده‏هاي مسلمان و اغلب مستضعف ايراني تشكيل مي‏داد به نداي رهايي‏بخش رهبر كبير انقلاب اسلامي لبيك گفت و در نتيجه، هم صدا و همراه با امت بعد از براندازي نهايي رژيم ستم‏شاهي، به ستيز بي‏امان با دشمنان داخلي و خارجي انقلاب برخاست. ارتش به عنوان نخستين بازوي توانمند نظامي انقلاب در جهت تحقق اهداف جمهوري اسلامي ايران، تلاش‏هاي خستگي‏ناپذير و مستمري را با فداكاري و ايثار و در ابعاد مختلف آغاز كرد. امام خميني(ره) روز پيوستن ارتش به مردم را با عبارت حكيمانه "لحظه شادي بندگان خدا و يأس ستمگران" نقطه عطف درخشان و افتخارآميز قلمداد فرمود. در اين حال و در شرايطي كه عده‏اي از ناآگاهان و غرض ورزان در همان دوران خواهان انحلال ارتش بودند امام امت به عنوان بزرگ‏ترين حامي ارتش، پاي به ميدان نهاد و طي پيامي در 27 فروردين 1358 ضرورت حفظ ارتش را اعلام و در جهت انسجام و يكپارچگي ارتش، فرمان تاريخي و مهمي را صادر و روز 29 فروردين را روز ارتش نامگذاري كردند. ايشان در اين پيام فرمودند: "اكنون ارتش در خدمت اسلام است و ارتشِ اسلامي است و ملت شريف لازم است پشتيباني خود را از آنان اعلام نمايند. اكنون مخالفت با ارتش اسلامي كه حافظ استقلال و نگهبان آن است جايز نيست. ما و شما و ارتش، برادرانه بايد براي حفظ و امنيت كشورمان كوشش كنيم و به شرارت اشرار و اخلال مفسدين خاتمه دهيم." پس از صدور اين پيام تاريخ ساز، ارتشيان نيز در عمل ثابت كردند كه شايستگي حمايت و پشتيباني امام امت را داشته و دارند و در اين رهگذر، با خلق حماسه‏هاي عظيم و به ياد ماندني در سال‏هاي پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن، اوراق زريني بر دفتر تاريخ سراسر حماسه قيام ملت ايران افزودند.

 

سی و یکم فروردین:

رحلت معلم قرآن، استاد "محمدتقي شريعتي" (1366 ش)

استاد محمدتقي شريعتي در سال 1286 ش در روستاي مزينان سبزوار به دنيا آمد. دروس مقدماتي را نزد پدر و عمويش فرا گرفت و در 1307 جهت ادامه تحصيل راهي مشهد شد. در مشهد از محضر استاداني همچون شيخ هاشم قزويني، اديب نيشابوري بزرگ، اديب نيشابوري ثاني، شيخ كاظم دامغاني و ميرزا احمد مدرس بهره گرفت. فعاليت اجتماعي وي از 1311 ش با ورود به وزارت فرهنگ و مسؤوليت در مدرسه ابن‏يمين و تدريس در آنجا آغاز شد. از 1320 ش به بعد، همزمان با اشغال ايران توسط متفقين و گسترش فعاليت حزب توده، به تنهايي در خراسان به مبارزه با انحرافات فكري و اسلام‏زدايي برخاست. وي با تشكيل كانون نشر حقايق اسلامي در مشهد و برگزاري جلسات هفتگي و سخنراني و تفسير، اذهان جوانان را روشن مي‏كرد. استاد محمدتقي شريعتي از سال 1323 ش حضوري فعال در عرصه سياست داشت و به خاطر مبارزات ضداستبدادي خود، 2 بار به زندان افتاد ولي هرگز از راهي كه يافته بود عقب ننشست. ايشان بعدها در مسجد هدايت تهران به جاي آيت‏ اللَّه طالقاني تفسير قرآن مي‏گفت. با تأسيس حسينيه ارشاد و بنا به دعوت استاد مطهري به مدت چهار سال در آنجا به تدريس و سخنراني مشغول بود. از اين شخصيت برجسته، آثار گرانقدري چون تفسير نوين، كتاب خلافت و ولايت، امامت در نهج البلاغه و علي(ع) شاهد رسالت، بر جاي مانده است. سرانجام اين استاد فرزانه در 31 فروردين 1366 ش برابر با 21 شعبان 1407 ق در هشتاد سالگي دار فاني را وداع گفت و به سوي معبود شتافت.

 

نوزدهم اردیبهشت:

فسخِ امتياز استعماري "كاپيتولاسيون" توسط مجلس شوراي ملي (1306ش)

مفهوم عام حقوقي كاپيتولاسيون، عبارت از نظام قضاوت كنسولي و برخي امتيازات و مصونيت‏هاي قضايي است كه به موجب آن، اتباع يك كشور در صورت ارتكاب جرم در كشور مورد نظر از شمول قوانين جزايي و مدني در قلمرو كشور ميزبان مستثني مي‏شدند. حق كاپيتولاسيون در ايران، اولين بار در معاهده تركمنچاي در سال 1206ش در زمان فتحعلي شاه قاجار به روسيه داده شد و بعدها بسياري از دولت‏هاي ديگر نيز صاحب اين امتياز شده و قضاوت كنسولي خود را بر دستگاه سياسي و قضايي ايران تحميل كردند. در سال 1297 ش، لايحه‏اي به تصويب رسيد كه به موجب آن حق كاپيتولاسيون روس‏ها در ايران كه تحت فشار زور و تهديد و تطميع و برخلاف مصالح ملت ايران بوده است با استناد به قانون اساسي لغو شد. پس از لغو قرارداد كاپيتولاسيون بين ايران و روسيه قراردادهاي مشابه با كشورهاي ديگر نيز ملغي گرديد. اما كشورهاي غربي همچنان به اين امتياز پايبند بودند تا اين كه مجلس شوراي ملي در چنين روزي در نوزدهم ارديبهشت 1306ش، الغاء كاپيتولاسيون را اعلام كرد و به همه دولت‏هايي كه از حق كاپيتولاسيون استفاده مي‏كردند يك سال وقت داد كه در قراردادهاي خود تجديد نظر و اين امتياز را لغو كنند. اين قانون ننگين، يك بار ديگر در سال 1343 ش مطرح شد و به تصويب رسيد كه به سبب اعتراض امام خميني(ره) به آن، آن حضرت را به تركيه تبعيد كردند. در نهايت كاپيتولاسيون پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي هميشه لغو شد.

 

بیستم اردیبهشت:

تصويب آرم نهايي جمهوري اسلامي ايران توسط امام خميني(ره) (1359 ش)

پس از پيروزي انقلاب اسلامي، قرار بر اين شد آرمي به عنوان نماد و نشان جمهوري اسلامي ايران معرفي شود كه بيانگر روح دين‏خواهي و اسلام طلبي ملت مسلمان ايران باشد. از اين رو پس از فراخوان شوراي انقلاب براي تهيه اين آرم، طرح‏هاي متعددي به اين شورا رسيد كه سرانجام از ميان آنها يك طرح مورد پذيرش قرار گرفت. در نهايت با ارايه اين آرم به رهبر كبير انقلاب اسلامي، طرح مزبور به تصويب رسيد. اين آرم به صورت چهار هلال و يك ستون مياني و نشانگر كلمه مقدس "اللَّه" مي‏باشد و در عين حال كلمه مبارك "لا اله الا اللَّه" را نيز تشكيل مي‏دهد. در توضيح محتواي اين شكل نمادين مي‏توان گفت كه ستون مياني يا شمشير، نشانه اقتدار و قدرت؛ هلال نشان‏دهنده رشد، پنج جز اصلي نمايشگر اصول پنج‏گانه دين (مذهب تشيع)، و تركيب متقارن بيانگر تعادل و ميزان و عدالت مي‏باشد. اين آرم از آن پس در وسط رنگ سفيد پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران و بر بالاي عنوان تمام وزارتخانه‏هاي كشور قرار گرفت.

 

بیست و یکم ادیبهشت:

ترور نافرجام "محمدرضا پهلوي" در كاخ مرمر(1344 ش)

در ساعت 9 صبح 21 فروردين 1344، هنگامي كه محمدرضا پهلوي عازم دفتر كار خود در كاخ مرمر بود، سرباز وظيفه رضا شمس‏آبادي او را به مسلسل بست، ولي گلوله‏ها به شاه اصابت نكرد و دو نفر از محافظين محمدرضا كشته و دو نفر نيز زخمي شدند. پس از اين تيراندازي بلافاصله شمس‏آبادي توسط گارد محافظ به شهادت رسيد. شاه براي نشان دادن سلامتي خود، در اتومبيلي رو باز به گردش پرداخت و روزنامه‏ها نوشتند: بين چند نفر سرباز در كاخ مرمر نزاع در گرفت كه به تيراندازي و كشته و مجروح شدن چند سرباز منجر گرديد. علي‏رغم سركوب انقلاب مردم در 15 خرداد 42 و تبعيد رهبر اين نهضت، اين ترور نشان داد كه مخالفان شاه حتي در كاخ وي نيز رسوخ كرده‏اند و حركت انقلابي همچنان ادامه دارد.

تأسيس "بنياد مسكن انقلاب اسلامي "به فرمان" امام خميني(ره) (1358ش)

قبل از پيروزي انقلاب، با تبعيض‏هاي فراواني كه در جامعه وجود داشت قشر عظيمي از مستضعفان از داشتن خانه محروم بودند. با پيروزي انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني (ره)، در جهت احقاق حقوق محرومان، طي حكمي، اولين نهاد سازندگي براي رفع مشكل مسكن را تأسيس كردند. امام در اين فرمان، حساب 100 را در تمامي شعب بانك ملي افتتاح فرمودند و پايه و اساس بنياد مسكن انقلاب اسلامي را بنا نهادند. حضرت امام در پيام خود فرمودند: "هيچ كس در هيچ گوشه مملكت نبايد از داشتن خانه محروم باشد. بر دولت اسلامي است كه براي اين مسأله مهم چاره‏اي بيانديشد و بر همه مردم است كه در اين مورد همكاري كنند". بنياد مسكن انقلاب اسلامي، بنا به اقتضاي زمان، در اول انقلاب شروع به توزيع زمين در بين محرومان كرد. بعد از شهريور سال 1372 و تشكيل شوراي عالي اداري، كار اصلي بنياد كه در آغاز در شهرها تمركز يافته بود به روستاها منتقل شد و كار بازسازي مناطق آسيب ديده از حوادث به اين بنياد محول گرديد.

 

بیست و هشتم اردیبهشت:

روز بزرگداشت "حكيم عمرخيام نيشابوري"

28 ارديبهشت در جمهوري اسلامي ايران به عنوان روز بزرگداشت دانشمند شهير ايراني، حكيم عمر خيام نيشابوري نام‏گذاري شده است. ما نيز در اين مقال به شرح مختصري از زندگي اين حكيم و شاعر برجسته مي‏پردازيم. ابوالفتح عمر بن ابراهيم خيام نيشابوري، فيلسوف، رياضي‏دان، منجم، پزشك، شاعر و نويسنده بزرگ ايران، در اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم هجري زندگي مي‏كرده است. ولادتش در حدود سال‏هاي 417 الي 440 قمري در نيشابور اتفاق افتاد. خيام از شخصيت‏هاي تاريخي است كه در باب او داستان‏هاي مجعول بسياري ساخته‏اند و همين افسانه سازي سبب شده است كه در باب احوال و اقوال او اتفاق نظري بين پژوهندگان وي نباشد. شهرت خيام در دوران زندگي او بيشتر در حكمت، طب، نجوم و رياضيات بود، ليكن امروز او را در جهان بيشتر به سبب رباعيات فلسفي لطيفش مي‏شناسند. اين رباعي‏ها بسيار ساده و دور از تصنع و تكلف‏اند و با اين حال مقرون به كمال فصاحت و بلاغت و شامل معاني عالي در الفاظ موجز و استوار است. خيام در رياضيات چند اثر معروف دارد كه كتاب جبر و مقابله از همه مشهورتر است. همچنين او مأمور اصلاح تقويم ايراني شد و نيز رصدخانه‏اي را تأسيس كرد. وفات خيام را در حدود سال 515 الي 525 ق گفته‏اند. آرامگاه حكيم عمر خيام نيشابوري در نيشابور در جوار امامزاده محمد محروق نيشابور، ميعادگاه ادب دوستان و علاقمندان زبان و ادبيات پارسي است.

 

یکم خرداد:

روز بزرگداشت "صدرالدين محمدقوام شيرازي" معروف به "ملاصدرا"

صدرالدين محمد شيرازي مشهور به صدرالمُتِألّهين و ملاصدرا در نهم جمادي الاولي سال 980 ق در شيراز به دنيا آمد. سنگ بناي علمي و اخلاقي ملاصدرا در محضر درس شيخ بهايي، عالم كم نظير دوران صفوي بنانهاده شد و تكميل اين بناي معنوي در محضر دانشمند نامي و استاد بزرگ، ميرداماد، صورت گرفت. ملاصدرا، درايه، رجال، فقه و اصول را از شيخ بهايي؛ فلسفه، كلام، عرفان و علوم ذوقي را از ميرداماد و علوم طبيعي، رياضي، نجوم و هيئت را از محضر حكيم ابوالقاسم ميرفندرسكي از علماي نامدار زمان فراگرفت. وي سپس بر مسند تدريس تكيه زد و ضمن آشنايي با فلسفه اشراق و مكتب مَشّاء، به تدوين حكمت متعاليه پرداخت. ملاصدرا با تركيب چهار مكتب مهم عرفاني، فلسفي و ديني شامل مشاء، اشراق، عرفان محيي‏الدين عربي و آموزه‏هاي ديني اسلام، حكمت متعاليه را بنيان نهاد و تأثيري شگرف و غيرقابل انكار بر فلسفه اسلامي گذاشت. وي در اين مكتب كوشيده است عرفان و فلسفه دين يا به سخن ديگر، تهذيب نفس و برهان عقلي و وحي را در يك مجموعه هماهنگ، تركيب و يگانه سازد. ملاصدرا تلاش كرد تا در پرتو معرفت عرفاني و فلسفه عقلاني، تفسيري ديگرگون از دين دست دهد. از اين حكيم الهي بيش از چهل عنوان كتاب به يادگار مانده كه اسفار اربعه مهم‏ترينِ آنهاست. سرانجام اين عالم رباني و فيلسوف اسلامي، پس از عمري پربار، در سال 1050 ق در هفتاد سالگي در شهر بصره عراق دارفاني را وداع گفت و در همان شهر به خاك سپرده شد.

 

ششم خرداد:

درگذشت علامه "محمد بن عبدالوهاب قزويني" محقق و مصحح معاصر ايراني (1328 ش)

محمد بن عبدالوهاب قزويني در حدود 1255 ش (1294 ق) در تهران تولد يافت. وي تحصيلات علوم قديمه را در تهران به پايان رساند و پس از مدتي از محضر درس فقه آيت‏اللَّه شيخ فضل اللَّه نوري و كلام و حكمت قديمِ شيخ علي نوري بهره برد. محمد قزويني همچنين از استاداني همچون ميرزا حسن آشتياني، شيخ هادي نجم‏آبادي، سيد احمد اديب پيشاوري، محمد مهدي قزويني و ذكاءالملك فروغي استفاده نمود و زبان فرانسه را نيز فراگرفت. علامه قزويني در سايه استعداد شگفت‏آور خود، مراتب علمي را طي كرد و به كسب علوم و تحقيق در مباني هنر و فلسفه پرداخت. وي در سال 1283 ش به دعوت برادر خود ميرزا احمد خان به انگليس و فرانسه و بعد به آلمان رفت و با مستشرقان اروپايي از جمله "هانري ماسه"، "ادوارد براون" و "ولاديمير مينورسكي" آشنا شد و با آنان در مسائل فرهنگي ايران همكاري نمود. علامه قزويني در سال 1318 ش پس از حدود 35 سال اقامت در اروپا به ايران بازگشت و پيوسته به تعليم و تدريس و مطالعه پرداخت. وي از نوادر نوابغي بود كه وسعت معلومات جديد و قديم را با غريزه كنجكاوي و دقت در هر چيز و داشتن روش انتقادي علمي و انصاف و بي‏طرفي را جمع داشت. بزرگ‏ترين فضل قزويني اين است كه وي پس از آن كه علوم قديم و اسلامي را فراگرفت، چون گذارش به اروپا افتاد، بر اثر عشق سوزاني كه به فراگرفتن هر چيز داشت، تحقيقات انديشمندان آن سرزمين را نيز مورد مطالعه دقيق قرار داد. دامنه آثار علامه قزويني كتب متعددي مي‏باشد كه شامل تصحيح مرزبان نامه، چهار مقاله عروضي، تذكرة لباب‏الالباب، ترجمه لوايح جامي به فرانسه و تأليف رساله‏هاي گوناگون. از شايسته‏ترين خدمات به جاي مانده از علامه قزويني در فرهنگ و ادب ايران، تهيه عكس و نسخه‏برداري از كتب خطي فارسي موجود در موزه‏هاي اروپا است. او ده سال آخر عمر را در ايران سپري كرد و سرانجام در جمعه 6 خرداد 1328 ش برابر با 28 رجب 1368 ق در 86 سالگي در تهران دار فاني را وداع گفت و در جوار حضرت عبدالعظيم در ري به خاك سپرده شد.

 

هشتم خرداد:

تصويب قانون تأسيس دانشگاه تهران توسط مجلس شوراي ملي (1313 ش)

به موجب قانون تأسيس دانشگاه، مصوَّب هشتم خرداد سال 1313 ش، در اين تاريخ، از مدارس عالي آن زمان از قبيل دارالمعلّمين عالي، مدرسه حقوق و علوم سياسي و مدرسه عالي طبّ، دانشگاه تهران تشكيل شد و اجزاء مختلف آن به سرعت ايجاد گرديد. تا قبل از آن، در نقاط مختلف كشور، مدارس قديمه‏اي وجود داشت كه در آنها، علوم اسلامي و بسياري از مباحث مربوط به علوم عقلي و نقلي تدريس مي‏شد. مجموعه اين مدارس و ايجاد مدارس عالي ديگر نظير دارالفنون و دارالمعلّمين و همچنين لزوم وحدت و تمركز در اداره اين مدرسه‏هاي عالي سبب شد كه وزارت فرهنگ به روش جديد طرح دانشگاهي را تدوين نمايد. اين لايحه به مجلس شوراي ملي ارسال و در هشتم خرداد 1313 به تصويب رسيد. سرانجام در تاريخ پانزدهم بهمن 1313 ش، سنگ بناي دانشگاه تهران نيز گذاشته شد و پس از مدتي به پذيرش دانشجو اقدام نمود.

 

نهم خرداد:

درگذشت "ناظم الاطباء" پزشك و لغت ‏شناس ايراني (1303 ش)

ميرزا علي اكبر خان نفيسي ملقب به ناظم الاطباء كرماني در حدود سال 1336 ش (1263 ق) در كرمان به دنيا آمد. او پس از پايان تحصيلات مقدماتي، به فراگيري علومي چون حكمت الهي و فلسفه روي آورد و در مدرسه دارالفنون تهران، طب را آموخت. ناظم الاطباء پس از پايان تحصيلات، نخستين بيمارستان جديد در ايران را تأسيس كرد و در مجلسِ حِفظُ الصَّحه (حفظ تندرستي) متشكل از پزشكان معروف شهر حضور داشت. وي در سال 1261 ش (1298) دومين بيمارستان با سبك جديد را در مشهد بنيان نهاد و از 1271ش، از اطباي ناصرالدين شاه و مظفرالدين شاه قاجار شد. علي اكبر نفيسي علاوه بر طبابت به نگارش كتاب همت مي‏ورزيد و آثاري را نيز پديد آورد. آثار ناظم‏الاطباء در طب شامل مجموعه كتاب‏هاي سودمندي است كه توسط او تأليف و يا از منابع خارجي ترجمه شده است. ناظم الاطباء در گردآوري واژه‏هاي زبان فارسي نيز سعي بسيار مبذول داشت و آثار ارزشمندي به وجود آورد كه مهمترين اثر او در اين زمينه، فرهنگ نفيسي در پنج جلد است كه مدت 25 سال از عمر خود را صرف گردآوري و تحرير آن كرد. ناظم الاطبا كرماني سرانجام در 9 خرداد 1303ش در 77 سالگي درگذشت.

 

دهم خرداد:

انعقاد عهدنامه "ارز روم" ميان دولت ايران و امپراتوري عثمان (1226 ش)

در زمان سلطنت محمدشاه قاجار، والي بغداد به تحريك بازرگانان بصره كه از رونق گرفتن بندر خرمشهر زيان ديده بودند، اين بندر را مورد تجاوز قرار داد و پس از كشته و زخمي كردن عده‏اي، اموال بازرگانان را به غارت برد. در پي آن، دولت ايران نماينده‏اي به عثماني فرستاد تا با آنان به مذاكره پرداخته، جبران خسارات وارده را خواستار شود. در اين اثنا، دولت عثماني مدعي شد كه بندر خرمشهر جزء خاك عثماني است و اين حادثه را مساله‏اي داخلي مي‏داند. در پي اين ادعا، دولت ايران نيز تهديد كرد كه به تلافي حمله به خرمشهر، شهر بغداد را هدف حملات خود قرار خواهد داد. اما دولت عثماني كه پس از جنگ‏هاي خود با روسيه، تمايلي به جنگ با ايران نداشت، نماينده‏اش را به ايران فرستاد و بندر خرمشهر را تخليه كرد. پس از آن، مذاكرات دو طرف آغاز شد در اين اثنا بار ديگر كشتاري در كربلا روي داد و در آن ايرانيان مقيم كربلا قتل عام شدند. اين حادثه، دولت ايران را به شدت عصباني كرد اما با تلاش‏هاي سياسي، مذاكرات صلح آغاز شد و پس از گذشت دو سال، قرارداد ارز روم در دهم خرداد 1226 ش برابر با 16 جمادي الثاني 1262 ق بين ايران و عثماني امضا گرديد. نماينده ايران در اين كنفرانس، ميرزا تقي خان فراهاني معروف به اميركبير بود كه تلاش و تدبير او، شگفتي و تحسين نمايندگان روس و انگليس را برانگيخت. به موجب اين پيمان دولت ايران از ادعاي خود نسبت به سليمانيه چشم پوشيد و در عوض دولت عثماني مالكيت ايران بر بندر خرمشهر و حق كشتي‏راني در رودخانه شطالعرب را به رسميت شناخت و مقرر شد كه دولت عثماني از بدرفتاري با زائران و بازرگانان ايراني پرهيز كند.

 

سیزدهم خرداد:

سخنراني تاريخي عصر عاشوراي امام خميني(ره) در مدرسه فيضيه قم (1342 ش)

در آغاز محرم سال 1383 ق برابر با خرداد 1342 ش، قم به صورت پايگاه ضد رژيم درآمده و شور خاصي در آن برپا بود. در عصر عاشوراي آن سال برابر با سيزدهم خرداد 1342 ش حضرت امام خميني(ره) با حضور در مدرسه فيضيه، طي سخنان كوبنده‏اي، ضمن انتقاد شديد از رژيم پهلوي و اربابان آمريكايي و اسرائيلي شاهِ ايران، پرده از جنايات طاغوت برداشتند. حضور مردم در سخنراني به اندازه‏اي بود كه تمام صحن فيضيه و دارالشفاء، صحن حرم حضرت معصومه، ميدان آستانه و اطراف، مملو از جمعيت بود. در پي سخنراني افشاگرانه حضرت امام، در سحرگاه پانزدهم خرداد سال 1342، دژخيمان رژيم ستمشاهي به خانه ساده و بي‏آلايش امام در قم يورش برده و امام را دستگير و دور از چشم مردم به زنداني در تهران منتقل كردند. هنوز چند ساعتي از اين حادثه نگذشته بود كه فرياد مردم معترض و انقلابي، عليه حكومت ديكتاتوري شاه بلند شد و خواستار برقراري حكومت اسلامي و پايان دادن به رژيم ستمشاهي شدند. به همين جرم بود كه گلوله‏هاي برخاسته از خشم و كينه حكومت ننگين شاه، قلب هزاران مسلمان انقلابي بپاخاسته را در اين روز نشانه رفت و با به خاك و خون كشيدن آنان، قيام خونبار و جاويد پانزدهم خرداد 42 شكل گرفت.

 

شانزدهم خرداد:

تشكيل دولت موقت جمهوري توسط "ميرزا كوچك‏ خان جنگلي" در گيلان (1299 ش)

در جريان نهضت جنگل به رهبري ميرزا كوچك‏خان، نيروهاي ارتش سرخ روسيه به بندر انزلي وارد شدند و در آنجا اردو زدند. در اين ميان، جنگلي‏ها به دعوت ميرزا احمدخان اشتري، حاكم رشت، راهي اين شهر شدند. ميرزا احمدخان، خود نزد ميرزا كوچك رفت و وي را براي به دست گرفتن زمام امور، به رشت فراخواند. ميرزا نيز پذيرفت و در 14 خرداد 1299ش، وارد اين شهر شد. چند روز پس از ورود ميرزا به رشت، وي حكومت موقت انقلابي و شوراي نظامي انقلاب را در گيلان تشكيل داد و حكومت جمهوري را اعلام كرد. در اعلاميه‏اي كه جمهوري را مطرح ساخت اصول انقلاب سرخ گيلان بيان شده بود: "جمعيت انقلاب سرخ ايران، اصول سلطنت را مُلغي كرده، جمهوري را رسماً اعلان مي‏نمايد؛ حكومت موقت جمهوري، حفاظت جان و مالِ عموم اهالي را به عهده مي‏گيرد؛ هر نوع معاهده و قراردادي كه به ضرر ايران، قديماً و جديداً با هر دولتي شده، لغو و باطل مي‏شناسد؛ حكومت موقت جمهوري، همه اقوام بشر را يكي دانسته، تساوي حقوق درباره آنان قائل و حفظ شعائر اسلامي را از فرايض مي‏داند." اين جمهوري بر اثر درگيري‏هاي شديد و مداوم با حكومت مركزي ديري نپاييد و با شهادت ميرزا در 11 آذر 1300، فروپاشيد.

 

هفدهم خرداد: 

حمله مزدوران پهلوي به مدرسه فيضيه و كشتار طلاب و فضلاي قم (1354 ش)

پس از واقعه خونين پانزدهم خرداد 1342، هر سال روحانيون و اغلب مردم متدين، به ياد شهداي اين قيام و غم دوري رهبر و مراد خويش، حضرت امام خميني(ره)، (كه در تبعيد به سر مي‏بردند) مراسم يادبودي برقرار مي‏كردند. مأموران شهرباني و نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي قم هر ساله، برگزاري چنين يادبودي از طرف طلاب را پيش‏بيني مي‏كردند، لذا از عصر چهاردهم خرداد و شب پانزدهم خرداد، آهنگ آماده باش را در شهر قم، خصوصاً در اطراف حرم مطهر مي‏نواختند. در سال 1354 ش و در سالروز قيام پانزدهم خرداد، قبل از نماز مغرب و عشاء عده‏اي از طلاب قصد داشتند كه شعارهايي در حمايت از امام و شهداي 15 خرداد 42 سر دهند و تظاهرات را به بيرون از فيضيه بكشانند، ولي اين مراسم با حمله مزدوران رژيم پهلوي به طلاب، به خروشي عليه نظام استبدادي تبديل گرديد. هرچند در اين روز، اين مراسم پايان يافت ولي در روز هفدهم خرداد آن سال، مأموران پهلوي با محاصره و هجوم به مدرسه، طلابِ بي پناه را به طرزي وحشيانه مورد ضرب و شتم قرار داده و نزديك به 350 تن را دستگير كردند. اين قيام نزديك بود كه تمام شهر را فراگيرد ولي با خشونت نيروهاي دولتي، اين قيام سركوب شد و مراسم خاتمه يافت. پس از دو الي سه هفته بازجويي و شكنجه دستگيرشدگان، سالخوردگان و نوجوانان آزاد شده، جوانان را به سربازي فرستاده و عاملان اصلي مراسم را به حبس‏هاي طولاني محكوم كردند.

 

بیستم خرداد:

شهادت عالم نستوه آيت ‏اللَّه "سيدمحمدرضا سعيدي" در زندان رژيم پهلوی (1349ش)

آيت‏اللَّه سيدمحمدرضا سعيدي خراساني در سال 1301 ش (1341 ق) در مشهد مقدس ديده به جهان گشود. ايشان پس از خواندن دروس جديد و مقدمات و سطوح متوسطه به قم عزيمت نمود و از آيت‏اللَّه سيد حسين بروجردي و ديگر آيات عظام به ويژه امام خميني(ره) بهره‏مند شد. شهيد سعيدي در دوران سياه ستم‏شاهي، به مبارزات سياسي روي آورد و با ايستادگي وصف‏ناپذيري عليه استبداد رژيم شاهنشاهي قد علم كرد. شهيد سعيدي همچنين در تهران با تأسيس حوزه علميه، تشكيل كلاس براي بانوان، تشكيلات امر به معروف و نهي از منكر و تأسيس كتابخانه، فعاليت‏مي نمود. اما آن چيزي كه بيش از هر فعاليت ديگري بعدها به ثمر نشست، دميدن روح حماسه فرياد در كالبد نوجوانان و جوانان بود. ساواك چندين بار به منزل وي حمله‏ور شده و او را دستگير و به زندان انداخت. به دنبال فعاليت‏هاي ضد رژيم ستمشاهي كه از جانب اين عالم مجاهد صورت مي‏گرفت، ساواك ايشان را در يازدهم خرداد 1349ش بازداشت و زنداني كرد. مزدوران ساواك در زندان، اين سيدوالامقام را به شديدترين نحو شكنجه كردند ولي ايشان با روحيه‏اي بالا مقاومت مي‏نمود. آن شهيد بزرگوار درباره حضرت امام به شكنجه‏گران ساواك گفته بود: "به خدا سوگند اگر مرا بكُشيد و خونم را بر زمين بريزيد در هر قطره خونم، نام مقدس خميني را خواهيد يافت." سرانجام، ساواك كه از به زانو درآوردن اين اسوه پايداري نااميد شده بود، طي نقشه مزوّرانه‏اي در زندان، ايشان را به شهادت رساند و برگ ننگين ديگري بر جنايات رژيم پهلوي افزوده گشت. مزار اين شهيد بزرگوار در قبرستان وادي‏السلام قم مي‏باشد.

 

بیست و یکم خرداد:

درگذشت دكتر "محمد خزائلي" بنيانگذار انجمن حمايت از نابينايان (1353ش)

دكتر محمد خزائلي دانشمند و محقق نابيناي معاصر، در سال 1293 ش در اراك تولد يافت. وي در چهار سالگي، به علت ابتلا به بيماري آبله، بينايي‏اش را از دست داد و با وجود نابينايي مطلق، از پنج سالگي در مدرسه مخصوص نابينايان به تحصيل پرداخت. او به كمك حافظه نيرومندش در امور درسي به سرعت پيشرفت كرد و موفق به اخذ دو درجه ليسانس و دكترا در رشته‏هاي حقوق و حكمت و فلسفه از دانشگاه تهران شد. دكتر خزائلي چندي آموزگار بود و زماني پيشه دبيري داشت تا سرانجام خود به تأسيس يك واحد بزرگ فرهنگي مبادرت نمود و كليه دروس متوسطه و دانشگاه توسط استادان نُخبه و دانشمندان در آن مؤسسه تدريس مي‏شد. اقدام خزائلي در تأسيس چنين مؤسسه فرهنگي عظيم و غني، خدمت با ارزشي به فرهنگ كشور نمود و هزاران نفر از جوانان، تحصيلات خود را در آن مؤسسه به پايان بردند. وي همچنين مدتي به نمايندگي مجلس شوراي ملي رسيد ولي پس از آن از فعاليت‏هاي سياسي كناره گرفت و به امور فرهنگي پرداخت. خزائلي مردي محقق و دانشمند بود و گرچه از نابينايي رنج مي‏برد ولي حافظه و هوشِ سرشار او غوغا مي‏كرد به طوري كه هر مطلب را كه يك بار براي او مي‏خواندند، فرامي‏گرفت. در پيشرفت علمي وي، همسر وفادارش نقشي اساسي و شايسته ايفا نمود. اين دانشمند سخت‏كوش، با قدرت خارق‏العاده هوش و ذكاوت، نابينايي خود را جبران مي‏كرد. دكتر خزائلي به زبان‏هاي عربي، فرانسه و انگليسي تسلط كامل داشت و علاوه بر ترجمه چندين اثر، كتاب‏هاي متعددي را به رشته تحرير درآورد، كه از جمله آنها، فلسفه اسلام، تحقيق در اعلام قرآن، شرح بوستان و گلستان سعدي و نهج‏الادب است. دكتر محمد خزائلي در جهت رفاه نابينايان در سطح جهان نيز فعاليت‏هاي چشمگيري داشت و از اعضاي كميته اجرايي خاورميانه در شوراي ملي رفاه نابينايان و اتحاديه بين‏المللي نابينايان بود. وي سرانجام در 21 خرداد 1353 ش در شصت سالگي در تهران درگذشت.

 

بیست و دوم خرداد:

درگذشت عالم مبارز آيت ‏اللَّه "ميرزا كاظم دينوري" (1374 ش)

آيت‏اللَّه حاج ميرزا كاظم دينوري در سال 1281 ش (1320 ق) در خانداني كه همگي از علماي مبارز و مراجع تبريز و از علماي بزرگ آذربايجان بودند به دنيا آمد. وي پس از فراگيري مقدمات علوم، به نجف اشرف رفت و از محضر آيات عظام سيد ابوالحسن اصفهاني، آقاضياءالدين‏عراقي، ميرزاي نائيني و محمد حسين غروي اصفهاني و ديگران استفاده نموده و به مدارج بالاي علمي دست يافت. آيت‏اللَّه دينوري سپس به وطن مراجعت كرد و به انجام وظائف ديني، اقامه جماعت و تدريس و ترويج دين پرداخت. از آثار ايشان مي‏توان به تقريرات درس فقه و اصولِ استادان خويش و نيز رساله توضيح المسائل اشاره كرد. سرانجام آن مرد بزرگ پس از عمري تلاش در راه اعلاي كلمه توحيد در 23 خرداد 1374 ش برابر با 14 محرم 1416 ق در 93 سالگي بدرود حيات گفت و در تبريز به خاك سپرده شد.

 

بیست و نهم خرداد:

درگذشت انديشمند مسلمان "دكتر علي شريعتي" (1356 ش)

دكتر علي شريعتي در سال 1312 شمسي در شهرستان مزينان در استان خراسان متولد شد. وي پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه، راهي پاريس شد و در آنجا موفق به اخذ دكتراي جامعه‏شناسي گرديد. او در ضمن تحصيل در فرانسه، جهت آزادي كشور مسلمان‏نشين الجزاير نيز كوشش‏هاي چشمگيري داشت. دكتر در سال 1343 به ايران بازگشت و بلافاصله به خاطر مبارزاتي كه عليه رژيم ستم‏شاهي انجام داده بود دستگير و روانه زندان شد. پس از آزادي از زندان ضمن اشتغال به تدريس، به سخنراني‏هاي روشنگرانه همت گماشت. در اين زمان، شريعتي مبارزات خود را با برگزاري جلسات سخنراني و بحث، در حسينيه ارشاد تهران ادامه داد. او در كنار استادان و متفكراني نظير استاد شهيد مرتضي مطهري و باهنر، حسينيه ارشاد را به پايگاهي جهت تغذيه فكري نسل جوان تبديل نمودند. دكتر شريعتي به امام خميني(ره) علاقمند بود و محققي فعال به شمار مي‏رفت، به طوري كه در طول زندگي كوتاه خود، بيش از 200 اثر به صورت كتاب، جزوه و مجموعه نوار سخنراني از خود به جاي گذاشت. فعاليت‏هاي فرهنگي دكتر شريعتي، سبب دستگيري مجدد او گرديد و پس از آزادي، در تاريخ 16 ارديبهشت 1356 به لندن مسافرت كرد و در 29 خرداد همان سال در آن شهر به طرز مشكوكي درگذشت. بدنش را پس از چند روز به سوريه منتقل كرده و در زينبيه به خاك سپردند. برخي سخنان و نوشته‏هاي وي در عين داشتن نكات بديع و احساس برانگيز، در خور تأمل و نقد مي‏باشند.

 

سی و یک خرداد:

رأي مجلس شوراي اسلامي درباره عدم كفايت سياسي بني صدر (1360 ش)

پس از ماه‏ها درگيري بني صدر و هوادارانش با نيروهاي ارزشي و انقلابي، طرح عدم كفايت سياسي رييس جمهور در مجلس شوراي اسلامي مطرح شد. مهمترين دليل بر عدم كفايت سياسي بني صدر، موضع‏گيري وي عليه نظام جمهوري اسلامي و اتحاد نامقدس با كليه نيروهاي ضد انقلاب وابسته به شرق و غرب جهت نابودي نظام اسلامي و همچنين مخالفت مستمر وي با مجلس شوراي اسلامي از بدو تأسيس و حتي پيش از افتتاح آن، دخالت صريح در قوه قضاييه و عدم درك صحيح از بديهي‏ترين اصول قانون اساسي و نيز عدم اعتقاد به اصل تفكيك قوا عنوان گرديد. در نتيجه، اين طرح با 177 رأي موافق، 1 رأي مخالف و 12 رأي ممتنع به تصويب رسيد و يك روز پس از تصويب طرح عدم كفايت سياسي بني صدر، حضرت امام خميني(ره)، وي را از رياست جمهوري اسلامي ايران نيز عزل كردند. اين در حالي بود كه حضرت امام، پيش از اين وي را در بيستم خرداد 1360، از فرماندهي كل قوا نيز عزل كرده بودند. پس از بركناري بني صدر از رياست جمهوري، فعاليت‏هاي خرابكارانه و براندازانه بر ضد حكومت و دولت آغاز شد كه عمدتاً از طرف منافقين موسوم به سازمان مجاهدين خلق سازماندهي مي‏گرديد. از جمله در هفتم تيرماه 1360، دفتر حزب جمهوري اسلامي منفجر شد و طي آن، آيت‏اللَّه بهشتي و شماري از وزرا و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به شهادت رسيدند. همچنين در هشتم شهريور 1360، دفتر نخست وزيري منفجر شد و در آن، محمدعلي رجايي، رييس جمهور و دكتر محمد جواد باهنر، نخست وزير و تعدادي از شخصيت‏ها شربت شهادت نوشيدند. اين وقايع مي‏توانست به سادگي منجر به سقوط يك نظام سياسي شود، اما بازتاب آن در مردم، نتيجه معكوس داشت چرا كه با سخنراني‏ها و پيام‏هاي امام خميني(ره) كه به نحو هوشمندانه‏اي به مردم اميد مي‏دادند، آنان را انسجام مي‏بخشيدند و گروه‏هاي سياسي ضدِ نظام را بي اعتبار مي‏ساختند، اثري وصف ناشدني در ملت مسلمان براي مقاومت بيشتر ايجاد مي‏كرد. از اين جهت بود كه نظام اسلامي از اين دوران پرخطر و پرآشوب با توكل بر خدا، رهبري‏هاي حضرت امام و مقاومت و پايدار مردم گذشت و به مسير خود ادامه داد.

 

چهارم تیر:

پايان مرحله اول مشروطيت و آغاز استبداد صغير در دوران مشروطه (1287 ش)

با به توپ بستن مجلس شوراي ملي و اعلام حكومت نظامي توسط محمدعلي شاه قاجار، مرحله اول مشروطيت كه از سيزده مهر 1285ش همزمان با گشايش اولين دوره مجلس شوراي ملي آغاز شده بود، پايان يافت. با آغاز استبداد جديد كه به دليل عمر كوتاه آن، استبداد صغير ناميده مي‏شود، بسياري از روشنفكرانِ غرب‏گرا، صحنه مبارازت را رها نموده و يكبار ديگر جنبش مردم ايران با الهام گرفتن از روح مذهب و رهبري روحانيت، در اندك مدتي به اوج خود رسيد. در اين حال، مردم، در تهران و شهرستان‏ها، دست به دفاع مسلحانه زده و در نهايت توانستند با محاصره پايتخت، آن را به تصرف خويش درآورند. انگيزه و محرك اصلي مردم در اين قيام، دستورالعمل‏هايي بود كه از طرف علماي بزرگ، به ويژه از نجف اشرف به دست مردم مي‏رسيد. اين بيانيه‏ها و روشنگري‏ها بود كه بر مبناي وظيفه شرعي، مردم را در سراسر ايران، به مقاومت در برابر استبداد برانگيخت و علي‏رغم حكومت نظامي، به دفاع مسلحانه واداشت تا اين‏كه سرانجام، استبداد براي بار دوم سقوط كرد. در اين ميان، با برافراشته شدن دو پرچم روس و انگليس بر سر در عمارت سفارت روسيه كه شاهِ فراري مستبد را پناه داده بود، براي چندمين بار ماهيت سياست‏هاي هماهنگ و مداخله‏جويانه روس و انگليس روشن گرديد. دوران استبداد صغير، يك سال و 22 روز به طول انجاميد و سرانجام با خلع محمدعلي شاه و آغاز انتخابات دوره دوم مجلس شوراي ملي پايان يافت.

 

هفتم تیر:

انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و شهادت مظلومانه شهيد بهشتي و يارانش (1360ش)

يك روز پس از سوء قصد به جان حضرت آيت‏ اللَّه خامنه‏ اي در ششم تيرماه 1360، در ساعت 20 و 30 دقيقه شامگاه روز يكشنبه هفتم تيرماه 1360، جلسه‏اي در سالن اجتماعات دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي واقع در سرچشمه تهران برگزار شد. بحث روز درباره تورم بود اما عده‏اي از اعضا خواستند كه درباره انتخابات رياست جمهوري نيز صحبت شود. شهيد بهشتي سخنانش را با اين جملات آغاز كرد: "ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم استعمارگران براي ما مهره‏سازي كنند و سرنوشت مردم ما را به بازي بگيرند و…" اين آخرين كلمات آن بزرگوار بود كه از لبانِ حقگوي ايشان بيرون تراويد. ناگهان انفجاري مهيب روي داد و در كمتر از ثانيه‏اي، از سالن اجتماعات حزب جمهوري اسلامي جز تلي از خاك، چيزي نماند. فاجعه انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي در تهران و شهادت مظلومانه هفتاد و دو تن از برجستگان و نيروهاي لايق و كارآمد انقلاب و در رأس آنها شهيد مظلوم آيت‏اللَّه بهشتي از سوي سازمان جهنمي منافقين، عكس‏العمل استكبار جهاني و عوامل داخلي آنها در قِبال بركناري بني‏صدر خائن و حذف ضدانقلاب از صحنه سياسي كشور توسط مسؤولين نظام اسلامي بود. عوامل اين جنايت بزرگ معتقد بودند كه در اثر كشتار مسؤولان عالي‏رتبه، اوضاع كشور بهم مي‏ريزد و انقلاب اسلامي از بين خواهد رفت ولي به كوري چشم دشمن، انقلاب ما پايدارتر شد و هيچگونه تزلزلي در اركان نظام به وجود نيامد. در انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي علاوه بر آيت اللَّه دكتر بهشتي، تعداد زيادي از وزراي كابينه و نيز نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به شهادت رسيدند. حضرت امام خميني(ره) پس از اين حادثه فرمودند: "ملت ايران در اين واقعه، 72 نفر به عدد شهداي كربلا را از دست داد. بهشتي خار در چشم دشمنان اسلام بود".

 

بیست و پنجم تیر:

پناهندگي محمدعلي شاه قاجار به سفارت روس در پي تصرف تهران توسط مشروطه ‏طلبان(1288ش)

محمدعلي شاه قاجار پس از به دست گرفتن قدرت، همواره از روس‏ها حمايت مي‏كرد و آنان نيز به او كمك مي‏كردند. در جريان به توپ بستن مجلس نيز، فرمانده قشون ايران را لياخوف روسي برعهده داشت. از اين رو، وقتي كه آزادي خواهان تهران را فتح كردند، محمدعلي شاه خود را دربرابر آنان ناتوان يافت و براي در امان ماندن از دست مشروطه‏طلبان، به سفارت روس پناه برد. لياخوف روسي، فرمانده قزاقان كه اين موضوع را شنيد، به حضور فرماندهانِ فاتح تهران رسيد و شمشير خود را به عنوان تسليم، در مقابل آنان بر زمين نهاد. در ساعت چهار بعد از ظهر همان روزي كه تهران فتح شد، جلسه مهمي با حضور پانصد تن از نمايندگان مجلس و بزرگان پايتخت و آزادي خواهان معروف در بهارستان منعقد گشت. اين مجلس تاريخي كه تحت عنوان "مجلس عالي فوق‏العاده" انعقاد يافت، محمدعلي شاه را كه به سفارت روس پناه برده بود، از سلطنت مستعفي شناخت و پسر او سلطان احمد ميرزا وليعهد را به سمت شاهنشاهي ايران اعلام كرد. بدين ترتيب دروه اسبتداد صغير كه يك سال و بيست و دو روز به طول انجاميده بود به پايان رسيد. محمدعلي شاه، مدت 57 روز در سفارت روس پناهنده بود و سرانجام او را به خواري از ايران راندند و از آن پس در بندر اُدِسا در كنار درياي سياه در كشور روسيه مسكن گزيد.

 

بیست و پنجم مرداد:

اولين فرار "محمدرضا پهلوی" چند روز پيش از كودتاي آمريكايی 28 مرداد (1332 ش)

زمينه‏هاي كودتاي 28 مرداد 1332 كه از ماه‏ها قبل ايجاد شده بود، باعث گرديد كه شاه نگران حضور خود در ايران باشد و مي‏خواست هنگام كودتا عليه دكتر مصدق در كشور نباشد. در همين ايام توافق انگلستان و آمريكا براي ساقط كردن حكومت مصدق كه قبلاً طرح ريزي شده بود به مرحله اجرا درآمد. شاه در 22 مرداد حكم عزل مصدق و نخست وزيري سرلشكر زاهدي را صادر نمود و خود پس از صدور فرمان، به رامسر عزيمت كرد. در ساعت 2 بامداد فرمانده گارد شاهنشاهي فرمان را به مصدق ابلاغ كرد ولي وي هنگام خروج از منزل بازداشت شد و راديو تهران اين اقدام را كودتا خواند. دراين هنگام شاه و همسرش با يك هواپيما از طريق عراق از ايران خارج شده و به ايتاليا رفت. روزهاي 25 تا 27 مرداد، در سراسر ايران اجتماعات بزرگي تشكيل شد و از دولت لغو نظام سلطنتي درخواست گرديد. تمام اين حوادث به نفع دكتر مصدق پيش مي‏رفت تا اينكه طبق نقشه قبلي، اوضاع از بامداد 28 مرداد تغيير كرد و كودتا شكل گرفت. شاه نيز پس از دريافت خبر سقوط مصدق، در 31 مرداد همان سال به ايران بازگشت.

 

سی و یکم شهریور:

آغاز جنگ تحمیلی (1359 ش)

حمله نظامی عراق به ایران که از روزهای قبل از آن پیش بینی شده بود ، 31 شهریور 1359 (22 سپتامبر 1980) آغاز شد که پیامدش یک جنگ هشت ساله بود و بر خلاف تصور قبلی غرب، ایران در این جنگ پر تلفات و پر هزینه حتی یک وجب از خاک خود را از دست نداد. مروری بر روزنامه های چاپ تهران در شهریور ماه آن سالل نشان می دهد که همزمان با انتخاب نخست وزیر برای جمهوری اسلامی، از نیمه این ماه زد و خورد های مرزی عراق و ایران رو به شدت گذارده بود که بعد از ظهر 22 سپتامبر ناگهان نیروی هوایی عراق تهران،تبریز،همدان،کرمانشاه،شهر کرد و شهرهای خوزستان را مورد حمله قرار داد و همزمان ناوچه های آن کشور به سواحل ایران تا بوشهر تعرض کردند و متعاقب آن نیروی زمینی عراق تعرض به میهن ما را آغاز کرد. طبق اعلامیه های شماره 20 تا 28 وزارت دفاع ایران، در نخستین روز تعرض، نیروی هوایی عراق بیش از 11 جنگنده و چهار ناوچه از دستداد و هواپیماهای عراق در کوت الاماره ، شعیبیه ، واسیله، ام القصر و سپس بغداد را مورد حمله متقابل قرار دادند. این جنگ که ( بر غم میثاق بین المللی) بدون اعلان قبلی، از سوی عراق آغاز شده بود از آن پس به صورت تمام عیار ادامه یافت. در زمان حمله نظامی به ایران ، عراق دوست آمریکا، متحد شوروی و مورد حمایت همسایگان عرب خود جز سوریه بود. دولت آمریکا به سبب موضوع تصرف سفارتخانه اش در تهران و گروگانگیری کارکنان آن و همچنین قطع منافعش در ایران پس از انقلاب ، با تهران دشمنی داشت. این دشمنی در دهه اول قرن بیست و یکم که آمریکا در عراق و افغانستان استقرار نظامی دارد به صورت جنگ سرد واشنگتن با تهران در آمده است. سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه 18 سپتامبر 2007 در دیدار با «برنار کوشنر» وزیر امور خارجه فرانسه که به مسکو رفته بود ، آخرین وضعیت جنگ سرد آمریکا و ایران را چنین ترسیم کرده بود:

گزارش های متعدد مبنی بر جدی بودن بررسی عملیات نظامی بر ضد  ایران دولت روسیه را نگران ساخته زیرا که چنین عملیاتی برای منطقه نتایج بسیار وخیم به بار خواهد آورد. کوشنر ( یک پزشک) که همانند سار کوزی رئیس جمهور تازه فرانسه،یهودی تبار است 17 سپتامبر 2007 و پیش از سفر به مسکو در این باره گفته بود: اگر ایران دارای سلاح اتمی شود ،جهان باید خود را برای جنگ آماده کند و افزوده بود که سیاست های  فرانسه با آمریکا در قبال تلاش های اتمی ایران یکسان است.

بیستم سپتامبر 1980 و در آستانه حمله نظامی تمام عیار عراق به ایران ، احتمال این جنگ در دیدار مار گارت تاچر نخست وزیر انگلستان با وزیر امور خارجه کابینه اش مطرح و بررسی شده بود. تاچر در صفحه 91 کتاب خاطرات خود درباره این مقالات نوشته است: به وزیر امور خارجه گفتم که در این نظر که ایران در مدتی کوتاه از پای در خواهد آمد شریک نیستم و دلیل آوردم که ایران دارای یک نیروی هوایی موثر است، مردمی مقاوم دارد و ارتش فروپاشیده آن در جریان انقلاب، در اندک مدتی تمرکز خواهد یافت و دست به حمله متقابل خواهد زد. ارزیابی و محاسبات صدام حسین از فروپاشیدگی ارتش ایران درست نیست زیرا که افراد و سلاح های این ارتش باقی هستند و …. هشت سال بعد نظر من تایید شد زیرا که عراق جز در هفته های اول جنگ پیشرفتی نداشت و مقروض و زمینگیر شد و ….اصحاب نظر گرفته اند: اگر صدام حسین با ایران وارد جنگ نشده بود، با کویت و سعودی اختاتف نظر مالی پیدا نمی کرد، دست به اشغال نظامی کویت نمیزد، در نطق های خود زندگانی شخصی خاندانهای سلطنتی این دو کشور را به زیر حمله و انتقاد نمی کشید که به کینه دائمی مبدل شد، همسایگان خود را از دست نمی داد (که در روز مبادا جایی برای فرار به آنجا و پناهنده شدن داشته باشد) و کشورش در سال 2003 به اشغال نظامی آمریکا در نمی آمد و به این روز نمی افتاد،خودش هم با آن خفت دستگیر و اعدام نمی شد و ….

 

یکم اسفند ماه:

امضاي عهدنامه تركمنچاي بين "فتحعلي شاه قاجار" و "پاسكويچ" روسي (1206ش)

در زمان فتحعلي شاه، دو دوره جنگ بين ايران و روسيه درگرفت كه هر دو جنگ باشكست ايران به پايان رسيد. پس از شكست دوم، اول اسفند 1206 ش (5 شعبان 1243 ق، 21 فوريه 1828 م) عهدنامه‏اي بين ايران و روس در قريه تركمانچاي به امضا رسيد كه به مراتب از قرارداد گلستان شوم‏تر بود. به موجب اين معاهده، ولايات ايروان و نخجوان به روسيه واگذار شد و مرزها معين گرديد. علاوه بر غرامتي كه ايران پرداخت كرد، حق كشتيراني در درياي خزر مجدداً براي روس‏ها تأييد شد. به علاوه، اتباع روسيه در ايران از حقوق كاپيتولاسيون و صونيت قضايي برخوردار شدند. اين امر، حقِّ اجراي مجازات نسبت به اتباع روس را هم كه در ايران مرتكب جرم مي‏شدند از دولت ايران گرفت و بعدها كم كم به جايي رسيد كه تقريباً اختيار محاكمه از دست دولت ايران سلب شد و استقلال قضايي كشور محدود گرديد. دولت روسيه در برابر آن همه منافع، تنها وليعهدي عباس ميرزا و رساندن او را به تخت سلطنت تأييد كرد.

 

دوم اسفندماه:

رحلت فقيه و محقق بزرگ آيت ‏اللَّه "ملاحبيب اللَّه كاشاني" (1300 ش)

ميرزا حبيب‏اللَّه شريف كاشاني در حدود سال 1225ش (1262ق) در كاشان به دنيا آمد. در كودكي پدر را از دست داد و زير نظر آيت‏اللَّه سيدحسين كاشاني به تحصيل علوم حوزوي همت گماشت. در پرتو اين تلاش پيگير، در 16سالگي گواهي نقل روايت و در 18سالگي گواهي اجتهاد دريافت نمود. ميرزا حبيب‏اللَّه در سال‏هاي بعد به تهران رفت و در محضر درس شيخ محمد اصفهاني، ملاهادي مدرس تهراني، ملاعبدالهادي تهراني و حاج ميرزا ابوالقاسم تهراني كلانتر استفاده وافر برد. در 19سالگي جهت حضور در درس شيخ مرتضي انصاري راهي عراق شد، اما ورود او به كربلا با رحلت آن استاد يگانه همزمان گرديد. پس از چند سال توقف در عتبات، به كاشان بازگشت و به تاليف، تدوين و تكميل تحقيقات خود پرداخت. او از اغلب استادان خويش صاحب اجازه بود و در علوم روز تبحر داشت. ميرزاي كاشاني در كنار مرجعيت، به ارشاد و هدايت مردم مشغول بود. از ويژگي‏هاي برجسته ميرزاي كاشاني، تنوع تاليفات و فزوني آنهاست. آثار وي را تا سيصد جلد كتاب و رساله نوشته‏اند، كه حدود 200جلدِ آنها شناخته شده‏است. مُنْتَقِدُ المَنافِع في شرحِ المُختَصَر النّافع به عنوان دايرةُالمعارف فقه شيعه، منظومةٌ في‏الفقه و ده‏ها اثر ديگر از اوست. وي سرانجام در 2 اسفند 1300ش (23 جمادي‏الثاني 1340ق) در 78 سالگي رحلت نمود و در كاشان به خاك سپرده شد.

 

سوم اسفند:

 درگذشت نويسنده و شاعر بزرگ "اديب الممالك فراهاني" (1296ش)

ميرزا محمدصادق حكيم ملقب به اديب الممالك فراهاني در سال 1239ش (1277ق) در تهران به دنيا آمد. وي علوم ادبي زمان را نزد استادان فن فرا گرفت و پس از چندي در شاعري از اكثر سخنوران عصر خويش پيش افتاد. وي سرودن شعر را با مديحه‏گويي آغاز كرد و لقب اديب‏الممالك از طرف مظفرالدين شاه قاجار به وي اعطا شد. او در سرودن انواع شعر به ويژه قصيده تبحّر داشت و از سبك استادان قديم پيروي مي‏كرد. بيشتر سروده‏هاي اين شاعر برجسته، بيان كننده اوضاع زندگي اجتماعي و مبارزات سياسي دوران اوست. اديب الممالك با انتشار روزنامه ادب، در بيداري افكار عمومي ملت ايران و افشاي ظلم و فساد حاكمان قاجار نقشي سازنده ايفا كرد. وي پس از صدور فرمان مشروطه، به سردبيري روزنامه مجلس برگزيده شد و از اين راه، خدماتي به ملك و ملت نمود. او با شروع استبداد صغير از تهران بيرون رفت و سپس با مجاهدان نهضت مشروطه به پايتخت بازگشت. اديب‏الممالك فراهاني را مي‏توان يكي از بنيانگذاران و يا دست كم پيشروان شعر متعهد سياسي در ادبيات فارسي معاصر ناميد كه در اشعار خود، مشكلات كشور و مردم را منعكس ساخته است. وي همچنين علاوه بر تبحر در ادبيات فارسي و عربي، در حوزه حكمت و فلسفه و رياضي و نجوم و… تخصص داشت و با زبان‏هاي روسي، تركي، پهلوي و فرانسوي و انگليسي آشنايي داشت. از اديب الممالك فراهاني ديوان اشعاري شامل قصايد، غزليات، رباعيات و… به جاي مانده است. اديب‏الممالك فراهاني سرانجام در سوم اسفند 1296ش (1336ق) در 57 سالگي درگذشت و در حرم عبدالعظيم مدفون شد.

 

چهارم اسفند:

زادروز دکتر حسابی (1281ش)

پروفسور محمود حسابی فيزيكدان برجسته و دانشمند كم‌نظير معاصر ايران در تاریخ چهارم اسفندماه سال ۱۲۸۱ هجری شمسی زاده شد. پدرش (سیدعباس معزالسلطنه) و مادرش (گوهرشاد حسابی) هر دو اهل تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکی‌اش را در تهران سپری نمود. سپس به‏همراه والدین و برادرش عازم شامات شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگ‏دستی و مرارت‏های دوری از میهن، در مدرسه کشیش‌های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان، تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می‌گرفت. او قرآن و دیوان حافظ را از حفظ می‌دانست. او هم‏چنین بر کتب بوستان، گلستان سعدی، شاهنامه فردوسی، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام فراهانی اشراف کامل داشت. حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به‏خوبی آشنا بود و در نواختن ويولن و پيانو مهارت داشت. وی در چند رشته ورزشی نیز موفقیت‌هایی کسب کرد، از جمله کسب مدرک نجات غریق در رشته شنا در دوران نوجوانی در بيروت. • شروع تحصیلات متوسطه او مصادف با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این‏رو، به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در سن هفده سالگی، لیسانس ادبیات و در سن نوزده سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ‏التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه‏کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. او هم‏چنین در رشته‌های پزشکی، ریاضیات و ستاره‏شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت. شركت راه‌سازی فرانسوی كه وی در آنجا مشغول كار بود، به پاس قدردانی از زحماتش او را برای ادامه تحصيل به فرانسه اعزام كرد. هم‌زمان با تحصيل در رشته معدن، در راه‏آهن برقی فرانسه مشغول به‏کار گرديد و پس از پايان تحصيل در اين رشته، کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال‏سنگ ايالت سار آغاز کرد. حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه، در رشته فیزیک به تحصیل و تحقیق پرداخت. در سال ۱۹۲۷م در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را، با ارائه رساله‌ای تحت عنوان "حساسیت سلول‌های فتوالکتریک" با درجه عالی دریافت نمود. برخی مدعی‌اند محمود حسابی تنها شاگرد ایرانی آلبرت اینشتین بوده ‌است. حسابی در دانشگاه پرينستون آمريکا تحت نظر پروفسور انيشتين، فرضياتی درباره "بی‏نهايت بودن ذرات" و "عبور نور از مجاورت ماده" ارائه نمود. وی، با اندوخته‏ای از دانش روز و كسب مدارج عالی تحصيلی و علمی در چندين رشته مهندسی و مطالعات جامع در علوم پايه به‏عنوان اولين فردی كه در ايران دارای دكترای فيزيك بود، به كشور بازگشت. وی برای نخستين‏بار، موضوع پيشرفت‏های اتمی جهان را در ايران مطرح و توجه افراد را به اين مهم جلب كرد كه ايران نبايد در اين رشته علمی، كه ترقی آينده جهان بدان وابسته است، از ساير كشورها عقب بماند. بی‏شک می‏توان پروفسور محمود حسابی را اولين پايه‏گذار انرژی اتمی ايران دانست. حسابی علاوه بر زبان فارسی، به چهار زبان زنده دنيا يعنی عربی، فرانسوی، انگليسی و آلمانی نیز تسلط داشت و هم‏چنين در تحقيقات علمی خود از زبان‏های سانسکريت، لاتين، يونانی، پهلوی (زبان ايرانيان باستان)، اوستايی، ترکی، ايتاليايی و روسی استفاده می‏نمود. نشان "اوفيسيه دولالژيون دونور" و هم‏چنين نشان "كوماندور دولالژيون دونور"، بزرگ‏ترين نشان‏های كشور فرانسه، به وی اهدا گرديد. پروفسور حسابی از سوی جامعه علمی جهان به‏عنوان "مرد اول علمی جهان" در سال ۱۹۹۰م برگزيده و در كنگره شصت سال فيزيك ايران در سال ۱۳۶۶ش نیز ملقب به "پدر فيزيك ايران" گرديد. پروفسور سيدمحمود حسابی سرانجام در تاریخ دوازدهم شهریورماه سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در بيمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلبی، در سن ۹۰ سالگی‌ دار فانی را وداع گفت و بنا به خواسته خودش، در آرامگاه خانوادگی در شهر دانشگاهی تفرش به خاک سپرده شد. • عمده خدمات پروفسور محمود حسابی به شرح زیر است: – اولین نقشه‏برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر) – اولین راه‏سازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک) – اولین مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران – پایه‏گذاری اولین مدارس عشایری کشور – پایه‏گذاری دارالمعلمین عالی – پایه‏گذاری دانشسرای عالی – ساخت اولین رادیو در کشور – راه‏اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور – راه‏اندازی اولین مرکز زلزله‏شناسی کشور – راه‏اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور – راه‏اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران – محاسبه و تعیین ساعت ایران – پایه‏گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران، به‏نام بیمارستان گوهرشاد – شرکت در پایه‏گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی – تدوین اساسنامه طرح تأسیس دانشگاه تهران – پایه‏گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران – پایه‏گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران – پایه‏گذاری شورای عالی معارف – پایه‏گذاری مرکز عدسی‏سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران – پایه‏گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه‏گیری فواصل گام‌های موسیقی ایرانی – پایه‏گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهش‌های موسیقی – پایه‏گذاری و برنامه‏ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی – پایه‏گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران – پایه‏گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران – پایه‏گذاری سازمان انرژی اتمی ایران – پایه‏گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران – پایه‏گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز – پایه‏گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان – پایه‏گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران – ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی) – تدوین اساسنامه و تأسیس مؤسسه ملی استاندارد – تدوین آئین‏نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت – پایه‏گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی – راه‏اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور – ایجاد اولین کارگاه‌های تجربی در علوم کاربردی در ایران – ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور

 

پنجم اسفند:

روز مهندسي

در قديم مهندس به شخصي اطلاق مي شده كه به علم هندسه آگاهي مي داشت. روزپنجم اسفند در تقويم‌ها روز بزرگداشت دانشمند بزرگ ايراني "خواجه نصرالدين طوسي " و "روز مهندسي" اعلام شده است. هفتصد و پنجاه و چهارسال از درگذشت دانشمند بزرگ ايراني خواجه نصرالدين طوسي مي‌گذرد اما هنوز هم دستاوردهاي علمي و آراء اين دانشمند ايراني محل رجوع است. خواجه نصرالدين طوسي از بزرگترين فلاسفه و رياضي‌دانان و دانشمندان ايراني است كه پس از بزرگاني مانند "فارابي"، "ابوريحان بيروني"، "ابوعلي سينا" و "رازي " ظهور كرد .

 

هفتم اسفند:

درگذشت علامه "علي‏ اكبر دهخدا" نويسنده لغت‏ نامه بزرگ دهخدا (1334ش)

علي‏اكبر دهخدا در 5 اسفند 1258ش در تهران ديده به جهان گشود. وي علوم ابتدايي و سطوح عالي را در ايران سپري كرد. سپس براي تكميل علوم جديد به اروپا سفر نمود و مدت پنج سال به تحقيق و تفحّص پرداخت. بازگشت دهخدا به ايران مصادف با نخستين طليعه افكار آزادي‏خواهانه و شروع مبارزات جنبش مشروطيت در ايران بود. دهخدا كه با استبداد و مظالم آن زمان شديداً مخالف بود، به صف مبارزان پيوست و به نگارش مقالات تند و طنزآميز پرداخت. او كه از همكاران روزنامه صوراسرافيل بود، پس از توقيف و تعطيلي روزنامه به اروپا تبعيد شد. دهخدا پس از استقرار مشروطيت به ايران بازگشت و در روزنامه‏هاي مختلف نويسندگي كرد. او در ايام جنگ جهاني اول و مهاجرت آزادي‏خواهان، در يكي از ايلات بختياري منزوي گرديد و در آنجا مقدمات تدوين لغت‏نامه بزرگ خود را پي‏ريزي نمود. اين اثر مهم علمي و ادبي دهخدا، آن‏چنان گسترده، دقيق و غني است كه مي‏توان آن را يكي از شاهكارهاي بزرگ زبان فارسي در قرن اخير دانست. كارهاي ادبي و انتقادي دهخدا از نظر سبك و سليقه كم‏نظير است و نوآوري او در طنزنويسي، مكتبي نوين در زبان و ادبيات فارسي به وجود آورد. در زمينه شعر نيز، دهخدا آثاري برجسته دارد كه با بياني ساده و دلنشين سروده شده است. دهخدا همچنين با گردآوري كتاب امثال و حكم كه مجموعه‏اي از بيست و چهار هزار ضرب المثل فارسي است، نخستين فرهنگ نامه عرفي و عاميانه را در زبان فارسي تدوين كرد. وي سرانجام در هفتم اسفند 1334ش در 76 سالگي در تهران درگذشت و در قبرستان ابن بابويه در ري مدفون شد.

 

هشتم اسفند:

درگذشت "غلامحسين بنان" استاد موسيقي ايراني (1364 ش)

استاد غلامحسين بنان در سال 1290 ش به دنيا آمد و استعداد او در موسيقي از جواني آشكار شد و تحت تعليم پدرش قرار گرفت. در 1321 خوانندگي را در راديو ايران آغاز كرد و پس از تأسيس انجمن موسيقي ملي، در سال 1323 ش در اين انجمن نيز به تدريس و تعليم هنرجويان مشغول شد. بنان نه تنها در موسيقي و آواز سنتي و كلاسيك ايران استاد بود، بلكه بر نغمات جديد و موسيقي مدرن ايران نيز تسلط كامل داشت. حاصل همكاري مرحوم بنان با راديو ايران حدود 450 ترانه است كه همچون ديگر آثار ارزنده و گرانبهاي او در عرصه موسيقي ايران به يادگار مانده است. او در سال 1336 به دنبال سانحه رانندگي، بينايي چشم راست خود را از دست داد و در سال 1340 به عنوان اعتراض به هرج و مرج در موسيقي، خواندن را كنار گذاشت. سرانجام استاد بنان كه در سال‏هاي آخر عمر خود دچار بيماري گوارشي بود، در 74 سالگي در تهران جان سپرد و در امامزاده طاهر كرج مدفون گرديد.

 

نهم اسفند:

مرگ "احمدشاه قاجار" آخرين پادشاه سلسله قاجاريه در پاريس (1308ش)

احمدشاه قاجار پسر محمدعلي شاه قاجار در سال 1274ش (1314ق) در تبريز به دنيا آمد. وي در خردسالي به ولايتعهدي پدر دست يافت و در دوازده سالگي پس از فتح تهران توسط مشروطه‏طلبان و خلع محمد علي شاه، به مقام سلطنت رسيد. اما فاتحان تهران به علت صغر سن او، عضدالملك را به سمت نيابت سلطنت احمدشاه انتخاب كردند و سپس ابوالقاسم خان ناصرالملك،عهده دار اين سمت شد. وقتي احمد ميرزا به سن قانوني رسيد، طي مراسم پرهزينه‏اي، تاج‏گذاري كرد و رسماً قدرت را در دست گرفت. در دوران سلطنت وي، حوادث مهمي در عرصه بين‏المللي و داخلي اتفاق افتاد كه شهادت شيخ فضل‏اللَّه نوري، اولتيماتوم روسيه تزاري به ايران و اشغال برخي نقاط كشور توسط قواي روس، آغاز جنگ جهاني اول و تجاوز متفقين به ايران، انعقاد قرارداد ننگين ايران و انگليس معروف به قرارداد 1919 وثوق‏الدوله و وقوع نهضت جنگل و قيام شيخ محمد خياباني و نيز كودتاي اسفند 1299ش از آن جمله‏اند. پس از كودتاي سوم اسفند 1299، احمدشاه به گمان اينكه رضاخان سردار سپه، سلطنت او را حفظ خواهد كرد، از او حمايت نمود و او را تاييد كرد. رضاخان هم در ظاهر، مطيع اوامر احمدشاه بود ولي پس از كودتا، به طور مخفيانه و سپس علني، موجبات بركناري شاه قاجار از فرماندهي كل قوا و سلطنت او را فراهم آورد. سلطان احمدشاه مدتي پس از آن كه از سفر دوم خود به اروپا كه ده ماه به طول انجاميده بود بازگشت، فرمان رياست وزرايي سردار سپه را صادر نمود و چند روز بعد، عازم اروپا گرديد، سفري كه ديگر بازگشت نداشت. غيبت طولاني احمدشاه، زمينه را براي هرگونه فعاليت رضاخان به دست او داد و رضاخان پس از شكست طرح جمهوري، خواستار براندازي و انقراض قاجار گرديد كه در نهايت به آن كار موفق شد. پس از آن، تلاش احمد شاه براي باز پس‏گيري قدرت به جايي نرسيد و سرانجام در نهم اسفند 1308 ش در 34 سالگي درگذشت و در عتبات عاليات به خاك سپرده شد. احمدشاه بر خلاف پدرش، فردي گوشه‏گير و منزوي بود و علاقه‏اي به سلطنت و قدرت نداشت. احمد شاه در حالي به سفرهاي متعدد و طولاني اروپا مي‏رفت كه مردم ايران دوران قحطي و فقر هولناكي را طي مي‏كردند و بيش از هر زمان به امنيت و رفاه نيازمند بودند. ولي او بدون توجه به اين مسائل، بارها به بهانه معالجه و درواقع براي خوشگذراني به اروپا سفر كرد و بارِ مالي فراواني بردوش ملت نهاد.

 

دهم اسفند:

ورود "امام خميني"(ره) به قم پس از پانزده سال دوري (1357ش)

امام خميني(ره) پس از بازگشت پيروزمندانه به ميهن اسلامي ايران، در تهران اقامت نمودند تا پايه‏هاي حكومت اسلامي استقرار يابد. معظمٌ له پس از تشكيل دولت موقت و سامان‏يابي نسبي اوضاع كشور، بنا به وعده‏اي كه داده بودند هجده روز پس از پيروزي انقلاب در تاريخ دهم اسفند 1357ش، به كانون انقلاب اسلامي، يعني قم عزيمت نمودند. اما آن حضرت، 11 ماه بعد در اثر ابتلا به بيماري قلبي، در دوم بهمن 1358ش، مجدداً به تهران بازگشتند و از آن پس، به علت ضرورت رهبري نظام اسلامي از نزديك و لزوم حضور ايشان در مركز كشور، تا پايان عمر پر بار خويش در تهران اقامت گزيدند.

 

یازدهم اسفند:

رحلت فقيه و عالم وارسته آيت ‏اللَّه "حسن نوري همداني" (1369 ش)

آيت‏ اللَّه ميرزا حسن نوري همداني در سال 1302 ش در يكي از روستاهاي اطراف همدان به دنيا آمد و پس از آن كه دوره مقدماتي علوم را نزد پدر فرا گرفت، سطوح عاليه را در محضر آخوند ملاعلي همداني آموخت. وي سپس در بيست سالگي براي فراگيري مدارج عالي علوم اسلامي، در حلقه درس خارج استادان نامداري همچون آيات عظام: سيد حسين بروجردي، سيد محمد محقق داماد، امام خميني و علامه طباطبايي قرار گرفت و علم اصول،فقه، تهذيب نفس و فلسفه را آموخت. آيت‏اللَّه نوري همداني در سال 1337، در حالي كه سلطه ننگين استبداد پهلوي بر جامعه اسلامي ايران حكمفرما بود و مبارزه همه جانبه اسلام خواهان روز به روز گسترش مي‏يافت، اقدام به تاسيس انجمن‏هاي اسلامي قم، با نام مكتب ولي عصر(عج) نمود و تشكّلي ارزشمند از جوانان مسلمان، براي آشنا ساختن آنان با مباني دين به وجود آورد. در واقع، آن مجموعه، كانون مبارزه عليه التقاط، كفر و محل تحقيق و تبيين مفاهيم ديني بود. پس از مدتي آيت‏اللَّه نوري از طرف ساواك باز داشت شد و اين مركز پس از هجده سال فعاليت، در سال 1355 توسط رژيم تعطيل شد. اين روحاني مجاهد، پس از انقلاب از طرف امام خميني براي تبليغ و هدايت نيروهاي مسلمان ساكن انگلستان به آنجا اعزام شد و به وظايف ديني و انقلابي خود عمل نمود. آيت‏اللَّه نوري علاوه بر توانايي در فن خطابه و هنر شعر و خوشنويسي، آثاري را به رشته تحرير درآورد كه: پيروزي در سايه شكست، توضيح المسائل و مجموعه آثار از آن جمله‏اند. سرانجام اين يار وفادار امام و انقلاب در يازدهم اسفند 1369 ش به هنگام سفر تبليغي به سيرجان، بر اثر تصادف، در شصت و هفت سالگي جان به جان آفرين تسليم كرد و در جوار حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.

 

دوازده اسفند:

شروع جنگ شهرها توسط عراق در جريان جنگ تحميلي (1363ش)

با فرا رسيدن فصل زمستان و احتمال اجراي عمليات جمهوري اسلامي، كه در منطقه جنوب در موقعيت مناسب فصلي انجام مي‏گرفت، زمزمه‏هاي تازه‏اي مبني بر احتمال گسترش حملات عراق به نفتكش‏ها و حمله به شهرها و اماكن غيرنظامي آغاز شد. عراق در آبان 1363 به طور رسمي اعلام كرد كه اماكن غيرنظامي ايران را هدف حمله قرار خواهد داد. اين تهديد كه بعدها تحقق يافت در عين حال كه به منزله تشديد فشار به ايران و در نتيجه، گسترش دامنه جنگ بود، نشان دهنده ناكامي استراتژي عراق در مراحل پيشين نيز بود. بنابراين اگر قصد عراق از ايجاد زيرساخت توليد گازهاي شيميايي، مقابله با حضور گسترده نيروهاي داوطلب بود و حمله به نفتكش‏ها براي محروم كردن ايران از درآمد ارزي صورت مي‏گرفت، حمله به اماكن غيرنظامي، با ايجاد زيرساخت موشكي و افزايش حملات هوايي، با هدف فشار رواني – اجتماعي مستقيم بر روي مردم و غيرمستقيم بر مسؤولين و تصميم گيرندگان براي فراهم سازي زمينه‏هاي پايان جنگ بود. متعاقب انفجار اولين راكت هواپيماهاي عراقي درتهران كه كاملاً غيرقابل انتظار بود و نگراني‏هاي بسياري را به وجود آورد، برخي از تحليل گران، هدف عراق را از اين اقدام، وادار ساختن ايران براي دست زدن به يك حمله زميني زودرس ذكر كردند. در جريان جنگ شهرها، خسارات فراواني به اماكن غيرنظامي وارد آمد و تعداد زيادي به شهادت رسيدند.

 

چهاردهم اسفند:

درگذشت دكتر"محمد مصدق" نخست وزير دوران "محمدرضا پهلوي" (1345ش)

دكتر محمد مصدق، در سال 1261ش در روستاي احمدآباد در اطراف تهران به دنيا آمد. وي در سال 1299ش به سمت‏هاي وزير دارايي، وزير خارجه و سپس نمايندگي مردم تهران در مجلس شوراي ملي برگزيده شد، اما پس از آن، براي مدتي، از سياست كناره گرفت. مصدق در سال 1322ش بار ديگر به صحنه سياست بازگشت و در دوره‏هاي چهاردهم و شانزدهم مجلس شوراي ملي، براي ملي كردن صنعت نفت ايران تلاش كرد. دكتر محمد مصدق در 29 اسفند 1329ش، موفق شد تا قانون ملي شدن صنعت نفت ايران را با حمايت جريان‏هاي اسلامي به رهبري آيت‏اللَّه كاشاني و گروه‏هاي ملي در مجلس به تصويب مجلس شوراي ملي و سنا برساند. در همين راستا، مصدق در ارديبهشت 1330 براي اجراي اين قانون و خلع يد از شركت نفت انگليس، نخست وزير ايران شد. مصدق يك سال بعد به دليل درخواست به دست گرفتن وزارت جنگ و عدم پذيرش آن توسط محمدرضا پهلوي، بدون مشورت با كسي از مقام خود استعفا داد. شاه نيز بلافاصله احمد قوام را به اين سمت برگزيد. اين واقعه باعث تحريك نيروهاي مردمي به رهبري آيت‏اللَّه سيد ابوالقاسم كاشاني گرديد و در نهايت با اولتيماتوم آيت‏اللَّه كاشاني به احمد قوام براي كنار رفتن از قدرت، قيام مردمي 30 تير 1331ش شكل گرفت. دكتر مصدق پس از 30 تير 1331 و روي كار آمدن مجدد، تصور مي‏كرد كه مردم تا هميشه از او حمايت خواهند كرد. در نهايت كار بدانجا رسيد كه حتي آيت‏اللَّه كاشاني را از دخالت در امور دولت و سياست برحذر داشت و به هشدار آن عالم مجاهد در مورد احتمال كودتا عليه دولت توجهي نكرد. از آن سو، چون مصدق موجبات ناراحتي شاه و اروپاييان غربي او را فراهم آورده بود، تدارك كودتايي بر ضد مصدق ديده شد تا آنكه در جريان كودتاي 28 مرداد 1332ش، دولت مصدق به آساني سقوط كرد و او با عده‏اي از يارانش دستگير و زنداني و پس از محاكمه، به سه سال زندان محكوم شد. مصدق پس از طي دوران محكوميت به روستاي احمدآباد در غرب تهران تبعيد گرديد و پس از چند سال تبعيد در 14 اسفند 1345 و در 84 سالگي در آنجا در گذشت و در زادگاه خود به خاك سپرده شد.

 

پانزده اسفند:

روز درختكاري و آغاز هفته منابع طبيعي تجديد شونده

در جمهوري اسلامي ايران، از 15 تا 22 اسفندماه، به عنوان هفته منابع طبيعي تجديد شونده نامگذاري شده است كه نخستين روز اين هفته، روز درختكاري مي‏باشد. در اين هفته، نهالِ انواع درختان، متناسب با شرايط جوي ايران، بين مردم توزيع مي‏گردد و شيوه‏هاي كاشت درخت آموزش داده مي‏شود. اگر به صورت علمي از درختان استفاده شود و در ضمن، گونه‏هاي آنها تكثير گردد، نه تنها ميزان منابع چوب جنگلي كاهش نمي‏يابد، بلكه بر شمار درختان افزوده مي‏شود.

 

شانزدهم اسفند:

بروز قحطي در ايران در جريان جنگ جهاني اول (1296ش)

به دليل وقوع جنگ جهاني اول و هجوم ارتش‏هاي بيگانه به ايران و از سوي ديگر در نتيجه بي‏تدبيري و عدم كفايت سران حكومت ايران قحطي هولناكي كشور را فرا گرفت. در آن تاريخ، كشور در نهايت فقر و تشنج به سر مي‏برد و قسمت اعظم كشور در اشغال نيروهاي متجاوز بود. در اين روزگار، كمبود مواد غذايي به حدي بود كه روزانه گروهي از مردم از گرسنگي تلف مي‏شدند.

 

هفده اسفند:

تأسيس "حزب دموكرات" تبريز توسط روحاني مجاهد شيخ "محمد خياباني" (1295 ش)

در زمان شيخ محمد خياباني، اوضاع جهان اسلام و بالاخص ايران به خاطر دخالت‏هاي بيگانگان از جمله روسيه، انگليس و آلمان بسيار آشفته و تأسف‏انگيز بود. در اين حال، شيخ محمد خياباني، روحاني دلاور و آذربايجاني براي قطع ايادي استعمار و مبارزه با بيگانگان و ستمكاران داخلي، در هفدهم اسفند 1295ش برابر با 14 جمادي‏الاول 1335ق حزب دموكرات تبريز را به وجود آورد. خياباني، سازمان سياسي خود را دموكرات ملي، و آذربايجان را آزادستان ناميد. با وجود اينكه قيام خياباني، شوروي‏ها را به وسوسه انداخته بود، ولي طولي نكشيد كه دريافتند رهبر نهضت نه تنها روي خوش به آن‏ها نشان نمي‏دهد بلكه نسبت به پياده شدن قواي شوروي در بندر انزلي سخت معترض است. شيخ محمد خياباني در حالي دست به اين اقدام زد كه مردم به خاطر فروپاشي حكومت تزاري روس، غرق شادي بودند و خروج نظاميان روسيه از تبريز را آرزو مي‏كردند. خياباني در اين هنگام دوستان آزادي‏خواه و مبارز خود را كه اغلب دموكرات ناميده مي‏شدند گرد آورد و كميته‏اي تشكيل داد و درباره وضع پيش آمده، به تصميم‏گيري و سياست‏گذاري پرداخت. شيخ محمد خياباني، نمايندگان فرقه دموكرات و ديگر آزادي‏خواهان را از سراسر آذربايجان به تبريز دعوت كرد و تشكيلات فرقه دموكرات كه از پنج سال قبل تعطيل شده بود، دوباره تاسيس شد.

 

هجدهم اسفند:

درگذشت سیمین دانشور،نویسنده و مترجم ایرانی (1390ش)

دانشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت. دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ شمسی، شروع به مقاله‌نویسی برای رادیو تهران و روزنامهٔ ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بی‌نام. در ۱۳۲۷ مجموعهٔ داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که اولین مجموعهٔ داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شده‌است. مشوق دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آل‌احمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد. در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علم‌الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیع‌الزمان فروزانفر). دکتر سیمین دانشور به سال ۱۳۲۷ زمانی که در اتوبوس نشسته بود تا راهی شیراز شود با جلال آل‌احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد در سال ۱۳۲۹ با آل‌احمد ازدواج کرد.دانشور در ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیبایی‌شناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستان‌نویسی و نزد فیل پریک نمایش‌نامه‌نویسی آموخت.در این مدت دو داستان کوتاه که دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد. پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. از سیمین دانشور همواره بعنوان یک جریان پیشرو و خالق آثار کم نظیر در ادبیات داستانی ایران نامبرده می‌شود. سیمین دانشور در هجدهم اسفندماه سال ۱۳۹۰ در خانه‌اش در تهران درگذشت.

 

نوزدهم اسفند:

رحلت "سيدجمال الدين اسدآبادي" انديشمند و مبارز مسلمان (1275 ش)

روحاني مجاهد، سيدجمال‏الدين اسدآبادي در سال 1217ش (1254ق) در اسدآباد همدان در خانواده‏اي روحاني چشم به جهان گشود. پس از فراگيري مقدمات در زادگاه خود، براي ادامه تحصيل به قزوين، تهران و نجف اشرف رفته و از محضر شيخ انصاري و ملاحسينقلي همداني استفاده برد. در سال 1232 ش به دستور شيخ انصاري عازم هند شد تا مردم آن ديار به ويژه مسلمانان را عليه استعمار انگلستان بسيج كند. او در اين راه متحمل رنج فراوان گرديد و در راستاي اين هدف به كشورهاي عثماني، مصر، فرانسه، افغانستان، انگلستان، عراق و ايران سفر نمود. از آنجا كه سيد، خود بنيانگذار اتحاد ملل اسلامي و وحدت شيعه و سني بود، تعمداً مليت خود را مخفي نگه مي‏داشت. وي با مسافرت‏هاي متعدد خود و با ايراد خطابه‏هاي پرشور، از مسلمانان مي‏خواست با اتحاد و همبستگي، در برابر مفاسد و حاكميت دست نشانده و استعماري اروپاييان ايستادگي كنند. در نتيجه، وي توسط دولت‏هاي سرسپرده به هند، پاريس و لندن تبعيد شد. همچنين سيد در ايران به خواسته ناصرالدين شاه قاجار به دربار رفت ولي وقتي ناصرالدين شاه، سيدجمال را براي حكومت خود خطرناك ديد، او را به مرز عثماني تبعيد كرد. سيد در آنجا بود كه نامه بسيار مهم و آتشين خود را خطاب به مرجع تقليد وقت، ميرزا محمد حسن شيرازي نوشت و ضمن افشاي فساد دربار ناصرالدين شاه، مقدمات نهضت تحريم تنباكو را فراهم آورد. در اواخر عمر به خواسته سلطان عبدالحميد عثماني به استانبول رفت و پس از مدتي مورد سوءظن سلطان قرار گرفت. پس از قتل ناصرالدين شاه توسط ميرزا رضا كرماني كه از مريدان سيدجمال‏الدين بود، فشار بر روي سيد افزايش يافت و به زندان افتاد. سرانجام سيدجمال‏الدين به دستور سلطان عثماني مسموم گشت و 19 اسفند 1275ش برابر با 5 شوال 1314 در 58 سالگي بدرود حيات گفت. جنازه سيد را در حالي كه به جز چند نفر، كسي جرأت شركت در تشييع را نداشت در قبرستاني در استانبول به خاك سپردند. در سال 1324 ش سفير وقت دولت افغانستان در تركيه، دولت لاييك تركيه را متقاعد كرد كه قبر سيد را نبش كند و سپس بقاياي جسد او را در تابوتي قرار داده و به كابل بردند. تشخيص دردهاي اصلي و خمير مايه‏هاي عقب ماندگي جوامع اسلامي و تاكيد بر ضرورت درد زدايي و جهل ستيزي از طريق درمان صحيح و ارايه برنامه‏هاي اصلاحي و انقلابي، عمده‏ترين بخش‏هاي تفكر سياسي و نهضت سريع الانتشار سيد را تشكيل مي‏داد. سيد بر اساس يك تحليل كلي از اوضاع جهان اسلام و به منظور ريشه كن نمودن دردهاي اصلي جامعه اسلامي، معتقد بود بايد با شجاعت و شهامت به پا خواست و حركت يكپارچه و آگاهانه‏اي را آغاز نمود. در هر حال، او با نهضت عظيم خود، بيداري مشرق زمين را پايه‏گذاري كرد. نهضت استقلال هند و انقلاب مشروطه ايران را مي‏توان از آثار جنبش و انديشه او دانست.

 

بیست و یکم اسفند:

رحلت فقيه و دانشمند مسلمان ايراني آيت ‏اللَّه "شيخ محمدصالح حائري مازندراني" (1349ش)

آيت‏اللَّه شيخ محمد صالح حائري مازندراني در حدود سال 1260 ش (1298 ق) در شهر مقدس كربلا به دنيا آمد. وي در ابتدا ادبيات عرب را فرا گرفت و دروس ديگر سطح و فلسفه و منطق را از محضر پدر و برادرش استفاده نمود. هنوز 15 سال از عمر محمد صالح نمي‏گذشت كه "رساله غَسّاله" را تأليف كرد و به مرحوم آخوند خراساني عرضه نمود. آخوند با مشاهده اين رساله و پي بردن به نبوغ و استعداد بي‏نظير اين نوجوان، وي را با خود به نجف اشرف برد، و پس از سالياني در شمار شاگردان بزرگ آخوند گرديد. ايشان همچنين از محضر بزرگاني همچون ميرزا حسين خليلي و ملااسماعيل بروجردي فقه و اصول و حكمت آموخت و به مدارج والاي علمي رسيد. تلاش علمي و ذوق سرشار شيخ محمدصالح، توجه همه صاحب نظران را به خود جلب كرد، چرا كه كتاب‏ها و رسايل زيادي را به تأليف درآورده بود و حتي در شانزده سالگي به درجه اجتهاد نائل آمد. آيت‏اللَّه مازندراني در 26 سالگي راهي بابل گرديد و در آنجا به اقامه شعائر ديني و خدمات مذهبي مشغول شد و بعدها مرجع ديني بسياري از مؤمنين قرار گرفت. شيخ محمدصالح در زمان رضاخان پهلوي، سخنان قاطعي در مسجد جامع بابل ايراد كرد و از حكومت و شخص شاه انتقاد نمود كه به حبس وي در تهران انجاميد. بر اثر اين حركت، قرار بر اعدام ايشان شد كه به دليل اعتراض شديد مراجع وقت، به آزادي و تبعيد وي به سمنان منجر گرديد و اين عالم سترگ تا پايان عمر در سمنان اقامت گزيد. از اين عالم رباني در حدود سيصد تأليف و رساله بر جاي مانده كه حكمت بوعلي در 5 جلد، سيماي ايمان، ديوانُ الادب و تاريخ معارف اماميه از آن جمله‏اند. اين فقيه مجاهد سرانجام پس از عمري خدمت و تلاش و زندگي پربار، در 21 اسفند 1349ش برابر با سال 1391 ق در سن 89 سالگي در سمنان به لقاءاللَّه پيوست و پس از تشييعي باشكوه، در جوار حرم حضرت ثامن‏الحجج(ع) به خاك سپرده شد.

 

بیست و دوم اسفند:

تأسيس "بنياد شهيد انقلاب اسلامي" به فرمان امام خميني (1358ش)

هدف از تشكيل نهاد انقلابي بنياد شهيد، رسيدگي و صيانت از خانواده‏هاي شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي است. البته اين مسأله در تاريخ معاصر ايران، سابقه دارد. زيرا پس از قيام 15 خرداد 1342، گروهي از روحانيان مبارز و افراد نيكوكار به دستور حضرت امام، در جهت رسيدگي به خانواده‏هاي معظم شهدا عمل مي‏كردند. پس از پيروزي انقلاب اسلامي به فرمان امام خميني(ره) براي رسيدگي به مسائل رفاهي، مادي، معنوي و فرهنگي خانواده معظم شهيدان، اين بنياد تشكيل يافت كه با آغاز جنگ تحميلي و بيشتر شدن تعداد شهدا، وظيفه و تكليف بنياد شهيد سنگين‏تر شد. احيا، حفظ و ترويج فرهنگ ايثار و شهادت‏طلبي، زنده نگه‏داشتن ياد شهيدان و حفظ آثار آنان، تجليل و تكريم از خانواده‏هاي معظم شهيدان، جديت در امور فرهنگي خانواده‏هاي شاهد، خوداتكايي و قانونمند كردن ارايه خدمات به آنان و بسيج امكانات نظام به منظور پراكندن عطر ملكوتي شهادت در جامعه، محور فعاليت‏هاي اين نهاد مقدس است. در سال 1382 بنياد شهيد انقلاب اسلامي با ستاد رسيدگي به امور آزادگان ادغام شده و سازماني به نام بنياد شهيد و امور ايثارگران زير نظر رئيس جمهور ايجاد شد.

 

بیست و سوم اسفند:

رحلت عالم مجاهد و روحاني مبارز آيت ‏اللَّه "سيدابوالقاسم كاشاني" (1340 ش)

آيت‏اللَّه سيدابوالقاسم فرزند سيد مصطفي حسيني كاشاني در سال 1261 ش (1300 ق) در تهران متولد شد. وي در 16 سالگي در خدمت والد بزرگوارش به قصد حج بيت‏اللَّه الحرام راهي مكه شد و پس از آن در نجف اقامت گزيد. سيد ابوالقاسم، علوم مختلف را در محضر والد معظم خود و بزرگاني نظير آخوند ملامحمد كاظم خراساني و ميرزاحسين خليلي تهراني و ساير علماء شاگردي نمود و در 25 سالگي به درجه رفيع اجتهاد نائل آمد. وي در جريان جنگ جهاني اول، زماني كه انگليسي‏ها با نيروي عظيمي به قصد تسلط بر عراق، به مناطق شرقي حمله‏ور گرديدند به همراه جمعي از علما وارد جنگ با آنان گرديد و باعث شكست انگليسي‏ها شد. از اين رو وقتي كه آيت‏اللَّه كاشاني وارد تهران شد، انگليسي‏ها به دليل شكستي كه خورده بودند با ايشان دشمني داشتند و در زمان دولت قوام‏السلطنه به دستور آنها چند بار او را تبعيد كردند؛ به طوري كه 18 ماه در حبس و زندان متفقين به سر برد. وي پس از رهايي از زندان، عليه سه جناح ضداسلامي، يعني استعمارگران، استبداد حكومتي و احزاب ضدديني به مبارزه برخاست. يكي از خط مشي‏هاي اصولي آيت‏اللَّه كاشاني، حفظ وحدت و يكپارچگي ملت در برابر دشمن خارجي بود و بارها در پيام‏ها و اعلاميه‏هاي خود، مردم را به هوشياري در برابر توطئه‏هاي آنان، فرا مي‏خواند. آيت‏اللَّه كاشاني ترجيح مي‏داد به عنوان يك رهبر اسلامي در پشت صحنه سياست كشور، نيروهاي سياسي و توده‏هاي وسيع مسلمان را در صحنه نگهداشته و از يك دولت ملي و مردمي حمايت كند. از اين رو با روي كار آمدن دولت دكتر مصدق، زمينه‏هاي اين حمايت، باعث قدرت دولت و مجلس در تصويب لايحه ملي كردن صنعت نفت شد، هرچند در نهايت با ايجاد اختلاف بين نيروهاي ملي و مذهبي، كار به كودتاي آمريكايي 28 مرداد 1332 و انزواي آيت‏اللَّه كاشاني انجاميد. سال‏هاي پاياني عمر اين مجاهد في سبيل‏اللَّه در خانه‏نشيني و بيماري سپري شد تا اين كه سرانجام در 23 اسفند 1340 ش برابر با 7 شوال 1381 ق در هشتاد سالگي دعوت حق را لبيك گفت و به سوي حق تعالي شتافت. در آن روز تهران در مرگ پيشواي خود تعطيل عمومي بود و تشييعي بسيار با شكوه برگزار گرديد تا اينكه پيكر اين عالم مجاهد در جوار حضرت عبدالعظيم در ري به خاك سپرده شد.

 

بیست و سوم اسفند:

انفجار بمب در مراسم نماز جمعه تهران توسط منافين  (1363ش)

در زماني كه رژيم بعث، مردم را از رفتن به نماز جمعه بر حذر مي‏داشت و به بمباران و موشك باران نماز جمعه تهديد مي‏كرد، منافقان نيز بيكار ننشسته و با يك طرح از قبل تعيين شده و هماهنگ با رژيم عراق، نماز جمعه تهران را در 24 اسفند 63 به خاك و خون كشيدند. در اين جنايت 14 نفر شهيد و 88 نفر مجروح شدند. مقام معظم رهبري حضرت آيت‏اللَّه خامنه‏اي كه در آن زمان در مقام رياست جمهوري و امامت جمعه تهران در حال ايراد خطبه‏هاي نماز بودند، پس از انفجار بمب، با صلابت و بدون هيچ گونه تزلزلي به خطبه‏هايش ادامه دادند و اين امر موجب تقويت روحيه ضداستكباري نمازگزاران و امت شهيد پرور ايران گرديد.

 

بیست و پنجم اسفند:

روز بزرگداشت پروین اعتصامی ، شاعره نامدار معاصر ایران

پروین اعتصامی متولد ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر تبریز است پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی(اعتصام الملک)از سکنه گیلان و اصالتا آشتیانی و مادرش اختر فتوحی از اهالی آذربایجان بود پروین ادبیات را زیر نظر استادانی چون دهخدا و ملک الشعرای بهار آموخت او در راه رسیدن به اوج بلوغ شاعری خود و در سن ۳۵ سالگی در تهران درگذشت و در حرم فاطمه معصومه در قم به خاک سپرده شد.